تبليغاتX
وب نوشت من

هيچ وقت براي چيزي که نداريد ناراحت نشويد بلکه به خاطر آنچه که داريد شاد باشيد  

 

-

   


ادامه مطلب

ستاره قطبی شنبه بیست و چهارم فروردین 1387  

    http://p30city.ir

 

http://p30city.ir


ادامه مطلب

ستاره قطبی شنبه بیست و چهارم فروردین 1387  

انتظار آبی

   


ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  

و امروز دانستم تنها معناي اميد زندگاني را.

    كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي و فقط مي نويسم به معناي طلب و عرض نياز نه اينكه بيان نه اينكه از روي عادت كه امروز غروب جمعه به دستم رسيد اين جام و من ناگهان سر مست شدم.
حس كردم اين يعني حضور ... يا حتي اگه بشه گفت ظهور.
من اما خيلي وقته با تو نگفتم حرف دل را كه مي هراسم از هر چه شبه او حقيقت را مي نويسم مدت هاست و از عيان شدن حقيقت نمي هراسم كه سال هاست ....... نه تو راست مي گويي سال هاست حقيقت نهان شده سال هاست براي آمدنت انتظار مي كشيم بارها نوشتم. مي انگاشتم تو مي خواني و هر بار به واحه اي بيراه افتادم ناگهان ترسيدم كه شايد هرگز نيستي و اگر هم باشي به حال ما تو را التفاتي نيست. امروز كه مي نويسم مي دانم تو مي خواني ... اين را از اشك هاي روي گونه ام مي دانم از غم تنهايي مي دانم از اين لحظه هاي بي هراس مي دانم . ياد چاه جمكران مي افتم كه در نظرم بي سوادها و ساده لوح ها دورش را احاطه كرده بودند و در عين حال به سادگي و صفاي دلشان حسرت مي خوردم. اعتراف مي كنم كه نمي توانستم كاغذ بگيرم و عريضه اي بنويسم برايم كار مسخره اي مي نمود اما امروز من همان روستايي ساده دلي شده ام كه فقط مي نويسد كه عرض كرده باشد و مي نشيند به انتظار تا جوابش را بدهي.
دوستت دارم تا هميشه
و امروز دانستم تنها معناي اميد زندگاني را.


ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  

تو را مى‏خواهم و مى‏خوانم؛

    تو را مى‏خواهم و مى‏خوانم؛ تو مى‏آيى و آمدنت دور نيست. اين مژده را در بيابان يأس از نهان دلم گرفته‏ام كه تو مى‏آيى و آمدنت مثل شعر ناگهانى است و چونان اشك، هزاران عاطفه دارى و مثل تحويل سال، هزار خنده و ديدار. فانوس‏ها را به كوچه‏ها آورده‏ام و در آبگينه‏هاشان آتش ريخته‏ام تا در صبح استقبال، كسى دل مرده نباشد. هرچند مى‏دانم كه تو در راهى و با خود يـك اقيانوس آب مى‏آورى، به اندازه‏اى كه همه تشنگان تاريخ را سيراب كنى. حديث گل و بلبل و شمع و پروانه را كه كهنه‏ردائى نخ‏نما بودند رها كرده‏ام و حديث ندبه تو را به زمزمه نشسته‏ام كه
هميشه تازه است و هر روزِ مرا جمعه مى‏كند؛ جمعه‏اى به ساحت انتظار.
اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَج


ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  

افسوس وصدافسوس

   
اگر بخاطر داشتيم كه دل خانه توست واغيار را در آن
جاي نميداديم تو مجبور نبودي به اينچنين سفري بروي
و مارااز فراقت بسوزاني
اگرقلبها فقط براي تو مي تپيد و اشكها جاري عشق تو
بود تواينگونه مظلوم وتنها نبودي
ميدانم آقاي مهرباني ها....قسمت اعظم مظلوميت
تورا امثال ما يي ميسازند كه در فراقت هاي هاي سر
ميدهند و چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند
مگر چشم رابه من نداده اند تا به راه تو باشد؟
و گوش را ؟تا با آن زمزمه و نجواي تو را بشنوم و دل را
صيقلي كنم؟
مگر زبان را ارزاني من نكرده اند تا نام نامي تورا برآن
جاري سازم و زمزمه ظهور تورا فرياد كنم؟؟
وپارا؟تاباآن براي يافتن تو گام بردارم و به سوي تو وبه
بوي تو روان باشم و ياريگرت شوم ؟؟
ودست را ودل راو .......؟؟؟؟؟؟
فريب ما مخور آقا دروغ مي گوييم
به جان حضرت زهرا دروغ مي گوييم
چه ناله اي چه فراقي چه درد هجراني؟
نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم
دلي كه مامن دنيا ست جاي مولا نيست
اسير شهوت دنيا دروغ مي گوييم


ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  

ده نگرش که مانع پیشرفت در زندگی می شود

    0


من تا کنون در مورد عقاید مختلف در انسان های متفاوت، صحبت های زیادی کرده ام و حرف های زیادی با شما در این مورد که چگونه می توانید عقاید خود را در جهت بهبودی زندگیتان تغییر دهید، بیان نموده ام. برخی از افراد هستند که دارای نگرش های غلطی در زندگی می باشند و من تصور میکنم که دیگر نوبت به آن رسیده باشد که چند نمونه از این موارد را مخاطب قرار داده و سعی در رفع آنها داشته باشیم.

عقاید ابتدایی ما از روی رفتار و نگرش های پدر و مادر، معلمین، همکلاسی ها، تلویزیون، و سایر رسانه های جمعی شکل می گیرند. زمانی که جوان هستیم تصور میکنیم که بزرگتر ها بیشتر از ما درک می کنند، به همین دلیل هر چه را که می گویند باور می کنیم و به آنها اعتماد می کنیم. زمانی که بزرگتر می شویم به مرور زمان سیستم فکری مخصوص به خودمان را پیدا می کنیم، اما باز هم این امکان وجود دارد که بخشی از تفکرات و نگرش های زمان بچگی در وجود ما باقی بماند. گاهی اوقات خودمان هم متوجه نمی شویم که دارای یک چنین عقایدی هستیم.

در این قسمت چند نمونه از عادات نه چندان مناسب را برایتان ذکر می کنیم؛ ببینید که آیا در ذهن شما هم یک چنین گرایش هایی وجود دارند یا خیر؛

1- اگر در کاری شکست بخورید، بازنده هستید
این اتفاق ممکن است در تمام طول دوران تحصیلی و یا دوران شغلی برای ما اتفاق بیفتد. همه انتظار دارند که ما همیشه برنده، برنده، و برنده باشیم. شما باید این عقیده را در ذهن خود پرورش دهید که اگر چیزی را امتحان کردید، و در آن شکست خوردید، باید آنقدر آنرا تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده و پیروز شوید. اگر شما معتقد باشید که اگر در کاری شکست خوردید، آنوقت بازنده هستید پس باید بدانید که با این تفکر تمام مردم دنیا بازنده محسوب می شوند. با یک چنین اعتقادی فقط خودتان را از صحنه پیشرفت دور نگه می دارید. یک ایده نوین را جایگزین این تفکر غلط کنید.

2- اگر اجباری به تغییر نیست چرا تغییر کنیم
منظور من این نیست که به خاطر اصل تغییر و تحول در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. بلکه نظر من این است که افراد باید با پیشرفت تکنولوژی خودشان را وفق داده از نوآوری ها بهره بیشتری در کارهای خود ببرند. ما باید تغییر کنیم تا بتوانیم در زندگی به جلو پیش برویم. تا آنجایی که می توانید از افرادی که به سکون تمایل دارند و از تغییر و تحول خوششان نمی آید پرهیز کنید. اگر متوجه تغییری می شوید که می تواند در زندگی شما پیشرفت ایجاد کنید حتماً آن را امتحان کنید.

3- تو به اندازه کافی مهارت نداری که از پس آن بربیایی
هیچ کس در زندگی از همان ابتدا به اندازه کافی در کاری مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از یک جایی کار خود را شروع کردند.اگر تصمیم دارید کاری را انجام دهید، پس از همین حالا شروع کنید، به این دلیل که خیلی چیزها را در مورد آن مطلب نمی دانید، به خود استرس ندهید. حتماً نباید مدرک دانشگاهی داشته باشید تا بتوانید از عهده کاری بر بیایید. باید آنقدر تلاش کنید تا به هدف خود برسید. منابع دیگری بجز دانشگاه هم هستند که می توانند اطلاعات مفیدی را در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار دهند. فقط باید راه و روش مناسب را پیدا کنید. اگر کارهایتان را به درستی انجام دهید و از راه درست وارد شوید و ارزش های خود را دست کم نگیرید، به راحتی دیگران متوجه توانایی های شما خواهند شد.

4- برای شروع کاری تازه خیلی دیر شده
میانگن عادی سن در اروپا برای آقایون 75 و برای خانم ها 79 است. این ارقام در امریکا و اروپا نسبت تقریباً مشابهی دارند. البته این رقم هر روزه در حال افزایش است و شاید روزی برسد که میانگین سن انسان ها به 100 سال نیز افزایش پیدا کند. این بدان معناست که هیچ وقت برای شروع کار تازه ای دیر نمی شود. شروع یک کار یا معامله تازه، راه مناسبی است که ذهن خود را فعال نگه دارید. همچنین این کار می تواند اشتیاق لازم برای انجام سایر کارها را نیز در اختیار شما قرار دهد. به هر حال هر کسی در یک سنی از دنیا می رود، اگر بخواهید منتظر روز مرگ خود بنشینید، آنوقت به هچ کاری نمی رسید، پس فقط هر کار تازه ای را امتحان کنید، اینطوری از زندگی لذت بیشتری خواهید برد.

5- پذیرش جبر مطلق
این شما هستید که زندگی خود را کنترل می کنید و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شما نهفته است و نیروهای درونی شما را تقویت می کند. زمانی که نماز می خوانید، نه تنها شکر خداوند را به جا می آورید، بلکه خودتان را به یک زندگی بهتر ترغیب می کنید. زمانیکه از او طلب بخشش می کنید، از خودتان بخشش می خواهید. هیچ کس در جهان هستی نمی تواند واکنش های شما را کنترل کند. هیچ گاه اجازه ندهید یک چنین ایده ای به ذهن شما خطور کند. نباید به هیچ چیز و هیچ کس اجازه دهید که کنترل زندگیتان را به عهده بگیرند. برای خودتان زندگی کنید و به دیگران هم کمک کند که این کار را انجام دهند.

6- قدر و لیاقت شما محدود نیست
این حقیقت که شما زنده هستید و زندگی می کنید، باعث می شود که از شما یک انسان منحصر بفرد بسازد. اگر می خواهید در تمام مراحل زندگی از دیگران برتر باشید باید برای آن زحمت بکشید و تلاش کنید. همه افراد دارای استعدادها و توانایی هایی هستند که خودشان هم از آنها خبر ندارند. همه چیز را امتحان کنید تا بالاخره چیزی را که به آن علاقه دارید پیدا کنید. من به شدت اعتقاد به تغییر و تحول دارم. حتماً لازم نیست که در تمام طول عمر خود تنها یک کار را تکرار کنید. شیوه زندگی کردن خود را آنقدر تغییر دهید تا اینکه به راهی برسید که از صمیم قلب آنرا دوست می دارید.

7- جهان اطراف ما تغییر نمی کند
دنیا از شما تشکیل شده. هر فردی که بر روی این کره خاکی زندگی می کند، یک دنیای متفاوت در ذهن خود دارد. تو دنیا را همانند من نمی بینی و من هم دنیا را مانند تو و خیلی از افراد دیگر نمی بینم. بنابراین همه چیز در دنیا به شما بستگی دارد. حالا به من بگویید: برای تغییر دنیای خود قصد دارید چه کاری انجام دهید؟

8- هیچ کس مرا قبول ندارد
من به شما اطمینان دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس مهم نیست؛ شما خودتان هستید که باید به خود اعتماد کنید. به محض اینکه به خودتان ایمان پیدا کردید دیگران هم به شما اعتماد پیدا می کنند، اما سعی کنید خودتان را به نظریات دیگران وابسته نکنید.

9- من هیچ وقت نمی توانم خیلی پولدار شوم
من این جمله را بارها و بارها از زبان دیگران شنیده ام. ذهن ما همان قدر پول در می آورد که انتظارش را دارد. اگر من دائماً به خودم بگویم: "هیچ راهی وجود ندارد که من بتوانم میلیونی پول در بیاورم" ذهنم دیگر دنبال راههای نمی گردد که از طریق آن بتوانم میلیون ها تومان پول بدست آورم. اصلاً مهم نیست که افکار شما تا چه حد بلند پروازانه باشد حتی اگر به نتیچه هم نرسید حداقل یک ایده جدید را خلق کرده اید.

10- هیچ کاری در این مورد از دستم بر نمی آید
ناآگاهانه است! شما می توانید جنبه های مختلف زندگی خود را تغییر دهید. برخی از افراد نمی توانند یک چنین نگرشی را در ذهن خود ایجاد کنید و این مسئله واقعاً شرم آور است. زندگی ممکن است دشواری های بسیار زیادی را داشته باشد و تصمیم گیری هم دل و جرات زیادی می خواهد، اما شما توانایی تغییر همه چیز را دارید. بدانید که از زندگی خود چه می خواهید، ببینید چه مراحلی را باید طی کنید و بعد هم همه چیز را تغییر دهید.



منبع: مردمان


ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  

بررسی ریشه های اعتیاد به اینترنت و موبایل

   

اعتیاد به اینترنت، تلفن همراه ، "اس ام اس"، الکل و اعتیاد به روابط غیراخلاقی، هم اکنون از نظر جامعه شناسان در مجموعه رفتارهای اعتیادی قرار میگیرد.
تحقیقات بالینی درباره اعتیاد تاکنون اساسا روی وابستگی به مواد، مثل الکل و مواد مخدر انجام شده است.
هرچند بسیاری عقیده دارند که واژه اعتیاد فقط باید درمورد رفتارهایی که شامل تزریق دارو میشود به کار رود، امامحققان برخی ازرفتارها را شناسایی کرده اند که به طور بالقوه اعتیادی هستند و با حالات ناشی از استفاده از مواد یا اختلالات روانپزشکی همپوشانی دارند.
در دو دهه گذشته، روانشناسان و محققان اعتیاد به تدریج پذیرفته اند که اعتیاد به چیزهایی غیر از مواد نیز میتواند به وجود بیاید، به عنوان مثال عادت هایی مانند پرخوری، میل جنسی و تماشای تلویزیون، استفاده مفرط از اینترنت رفتارهای اعتیادی محسوب میشوند.
دراعتیاد رفتاری، فرد به آنچه انجام میدهد و احساساتی که در هنگام انجام دادن آن کار تجربه میکند، معتاد میشود.
فرضیه ای جدید میگوید ، احتمال دارد که هم در عادت به مواد و هم در عادت به غیرمواد، یک واکنش شیمیایی وجود داشته باشد.
نگاهی اجمالی به برخی از رفتارهای اعتیادی میتواند ما را با علائم و عوارض مشابه این رفتارها آشنا کند.
● اعتیاد به اینترنت:
ظهور اعتیاد به اینترنت به عنوان یک اختلال جداگانه، نخستین بار در سال ‪ ۱۹۹۵‬توسط"ایوان گلدبرگ" مطرح شد و درسال ‪ ۱۹۹۶‬توسط "یانگ"توسعه یافت. در حال حاضر مراکز درمانی در سراسر آمریکا حتی در دادگاه و سیستم قانونی این کشور وابستگی به اینترنت را به عنوان یک اختلال روانی واقعی پذیرفته اند.
وابستگی به اینترنت را "اعتیاد مدرن" ‪ Modern Addiction‬نامگذاری کرده اند در واقع وابستگی به اینترنت یک وابستگی واقعی همانند اعتیاد به مواد مخدر و وابستگیهای دیگر است. اگر چه این نوع وابستگی مشکلات جسمی اعتیادهای شیمیایی را ندارد، اما مشکلات اجتماعی ناشی از آن همانند اعتیادهای دیگر است.
از دست دادن کنترل بر روی رفتار ، علائم ناخوشایند ناشی از ترک ، عطش، ولع زیاد برای کار بااینترنت ، گوشه گیری اجتماعی و افت تحصیلی و شغلی برخی از پیامدهای وابستگی به اینترنت هستند.
خصوصیات دیگری نیز برای افراد وابسته به اینترنت ذکر شده است مانند استفاده از اینترنت برای فرار از مشکلات یا رفع احساس درماندگی ، گناه ، اضطراب و افسردگی ، دروغ گفتن مکرر به اعضای خانواده و دوستان برای پنهان کردن میزان ماندن در فضای اینترنت.
معتادان اینترنتی هم مثل الکلیها با خانواده ، کار، روابط اجتماعی و مدرسه مشکل پیدا میکنند. برخی از معتادان اینترنتی مثل الکلیها یا افراد معتاد به مواد، میزان مصرف خود را مخفی میکنند تا بتوانند به کار خود ادامه دهند.
یکی از شباهتهای اعتیاد به اینترنت با سایر اعتیادها این است که معتادان اینترنتی اعتراف میکنند که هر بار خیلی بیشتر از آنقدر که قصد داشته اند آنلاین میمانند، درست مثل یک فرد الکلی که بیشتر از آنچه میخواهد یا حتی به خاطر میآورد ، الکل مینوشد.
افراد معتاد به اینترنت از اطرافیان خود کناره گیری میکنند تا بیشتر با دوستان اینترنتی شان باشند، درست مثل الکلیها که مصاحبت با دوستان مشروبخوار خود را ترجیح میدهند.
افراد معتاد به اینترنت وقتی میخواهند اعتیاد خود را ترک کنند با علائم ترک مواجه میشوند که با علائم ترک در معتادان به مواد قابل مقایسه است.

● اعتیاد به تلفن همراه:
دسترسی زودرس به دوستان، قابلیت مخفی نگاه داشتن مکالمات از خانواده، بهرهمندی از سیستم پیام کوتاه برای مخفی کاری بیشتر ازجمله مزایای استفاده از تلفن همراه برای جوانان و نوجوانان است.
بخشی از محبوبیت پیامهای کوتاه برای جوانان از آنجا ناشی میشود که آنها به تلفن همراه خود به عنوان بخشی از هویت خود مینگرند که وسیله شخصی و خصوصی است که به جوانان برای تحرک و برقراری ارتباط همزمان،احساس استقلال می دهد.
پژوهشها نشان میدهد رابطه ای بین استفاده بیش از حد از تلفن همراه و استرس (فشار روانی) و بیقراری وجود دارد.
دکتر"دیوید شفیلد" روانشناس ازدانشگاه "استافورد شایر" با مطالعه ‪۱۰۶‬ نفر که از تلفن همراه استفاده میکردند، دریافت که شانزده درصد آنها مشکلات رفتاری دارند.
وی بااین تحقیق نتیجه گرفت که این مشکلات رفتاری درپی اعتیاد به استفاده از تلفن همراه موجب استرس خواهد شد.
شفیلد میگوید با وجود اهمیت تلفن همراه در زندگی روزمره، تحقیقات نشان دهنده آن است که برخی از مردم به طرزی بی رویه از این وسیله استفاده می- کنند و این امر زندگی شخصی آنها را تحت تاثیر قرار داده است.

● اعتیاد به تلویزیون:
به دنبال اختراع تلویزیون دردهه ‪ ،۱۹۲۰‬تحولات فراوانی از هنگام راه یافتن آن به خانه ها صورت گرفته است و امروز با شمار فراوانی از مردم مواجه می- شویم که روزانه بیش از هشت ساعت تلویزیون تماشا میکنند.
نشانه ها و دلایل مختلفی وجود دارد که وابستگی به تماشای تلویزیون را یک نوع رفتار اعتیادی بدانیم ، وقتی معتاد به تلویزیون را ازتماشای آن محروم می کنیم نشانه های محرومیت از آن پدیدار میشود.
یکی دیگر از نشانه های رفتار اعتیادی احساس گناه ملازم آن است.
بررسیها نشان دادهاست معتادان به تلویزیون دارای احساس گناه هستند، ولی سایر وسایل برای پرکردن اوقات فراغت احساس گناه ایجاد نمیکنند و شادی و خشنودی ناشی از آنها بیشتر و ادامه دارتر است، اما تلویزیون به جای احساس رضایت، احساس گناه ایجاد میکند.
اعتیاد به تلویزیون مانند اعتیاد به مواد مخدر دنیایی از خیال و توهم ایجاد کرده و جای واقعیتها را میگیرد و مانند همه انواع دیگر اعتیادها تماشای آن ناشی ازعدم رضایت و خشنودی واقعی درزندگی است.
اشخاص به چهار دلیل میل به فرار از احساس ملامت ازشرایط زندگی روزانه، میل به داشتن موضوعی برای صحبت با دیگران، میل دیدن اشخاص ومناظری در تلویزیون برای مقایسه شرایط خود با آنها و درجریان حوادث دنیا قرار گرفتن پای تلویزیون می نشینند.
یکی ازنکات جالب درارتباط باتلویزیون این است که همه چیز راکوچکتر به نمایش میگذارد. تمام اشیا و اشخاصی که در تلویزیون تماشا میکنیم ازاندازه واقعی شان کوچک تر هستند. به مفهومی این موضوع درباره همه اعتیادها صدق می - کند. رفتارهای اعتیادی تجربه ما را از زندگی کاهش میدهند.

● دیدگاه ها:
" سعید نوروزی جوینانی " کارشناس دفتر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی کشور درباره رفتارهای اعتیادی ، میگوید: انواع و اقسام رفتارهای اعتیادی مانند اعتیاد به الکل، کار ، تلفن همراه و یا اینترنت دامنگیر برخی از افراد شده است که با پناه بردن به چیزی از خارج از خودشان احساس آرامش میکنند.
به گفته وی، هسته اصلی یک رفتار اعتیادی از آنجا ناشی میشود که فرد به دنبال شیوه ای است برای حل یکی از مشکلات خود و در این راه انجام یک رفتار را برای حل مشکل خود مناسب میبیند.
فعالیتهای حرفه ای ، شغلی و ارتباطی معتادان به رفتارهای اعتیادی تحت تاثیر این رفتارها قرار میگیرد.
نوروزی تصریح میکند : فزاینده و صعودی بودن رفتار ، عدم موفقیت برای قطع رفتار توسط شخص ، عدم قدرت فرد در خودداری از این رفتار برغم وجود پیامدهای منفی ، ایجاد رنجش برای خود و دیگران به خاطر رفتار اعتیادی ، احساس گناه داشتن از جمله مولفه های یک رفتار اعتیادی است.
این کارشناس میگوید : جو احساسی به نام "شرم زهرآگین" در برخی افراد باعث میشود این افراد خود را به عنوان یک موجود دوست داشتنی فرض نکنند و میخواهند چیزی غیر از خودشان باشند.
وی یکی از روشهای پیشگیری از اعتیاد را پذیرش " خود واقعی " خود می داند و میگوید: یکی از عوامل بروز معضل اعتیاد فرار از " بیخودی " توسط فرد و پناه به رفتارهای اعتیادی است.
"براتیسده" یک مقام سازمان بهزیستی کشور نیز در خصوص "رفتارهای اعتیادی" گفت : این بحث اخیرا مطرح شده است و موضوعاتی چون"روابط جنسی"،"اینترنت"، "پرخوری " و "تلفن همراه" را در بر میگیرد.
به گفته وی ، وجه مشترک تمامی رفتارهای اعتیادی ، این است که وقتی فرد به این رفتارها مبتلا شد ، نمیتواند از انجام آن دست بکشد و دچار "تکانه" یا " اضطرار" برای مبادرت به این رفتار میشود.
این مقام بهزیستی اضافه میکند : انجام این رفتارها موانعی را در قبال عملکرد اجتماعی و شغلی فرد ایجاد میکند.
"براتیسده" ضمن اعلام این مطلب که درکشور به طور سازمان یافته و منسجم رفتارهای اعتیادی بررسی نمیشود، میگوید: انکار کردن این موضوعات به دلیل قبیح دانستن برخی از آنها در جامعه دلیل بر نبود آن نیست و دستگاههایی چون وزارتخانه های رفاه، بهداشت ، فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش و پرورش باید به منظور حل مشکل در این عرصه وارد شوند.
کارشناسان امرمعتقدند بررسی جامع این رفتارها و یافتن راهکارهای مقابله به آن نیازمند مشارکت مراکزی چون سازمان ملی جوانان، وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ستاد مبارزه با مواد مخدر ، سازمان بهزیستی ، وزارت علوم تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت است.

طلیعه سیدعلی

منبع : ایرنا



ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  

ياران او همه از جوانان خواهند بود

   

با نگاهى گذرا به تاريخ جوامع بشرى، نقش دوران‏ساز و كليدى جوانان در غالب حركت‏هاى فرهنگى و اجتماعى و نيز نهضت‏هاى حياتبخش پيامبران الهى كاملا آشكار و روشن است. تجربه تاريخ بيانگر اين مهم است كه در هر حركتى از استعدادهاى فكرى و نهفته قشر جوان به صورت اصولى و صحيح بهره‏بردارى شده است، دستاوردهاى بسيار مهم و ارزشمندى به دست آمده است. در مقابل، زمانى كه هدايت و رهبرى گروه‏هاى جوان به دست افراد هوسران و قدرت‏طلب افتاده است، جنايات و تراژدى‏هاى بسيار دهشتناكى به وقوع پيوسته است. در حالى كه، در تفكر دينى بها دادن و شخصيت دادن و اهتمام به جوانان بسيار توصيه شده است.

براى روشن شدن اين حقيقت، سزاوار است، سيره و عملكرد يكى از انبياء الهى در اين زمينه، با بهره‏بردارى منفى رهبران مستبد از نيروهاى جوان در جنگ‏هاى جهانى اول و دوم مقايسه شود تا آن‏گاه پيامدهاى استفاده از ظرفيت‏هاى قشر جوان و نيز عدم استفاده و غفلت از آن آشكار گردد.

از اين‏نظر، وقتى مجموعه روايات مربوط به قيام حضرت مهدى (عج) را مطالعه مى‏كنيم، با اين حقيقت آشنا مى‏شويم كه زمينه‏سازان اصلى ظهور و اصحاب و ياران خاص آن حضرت در جريان تلاش براى تشكيل حكومت عدل جهانى، جوانان خواهند بود. به عنوان مثال، يكى از شخصيت‏هاى وارسته و شجاعى كه در آخرالزمان با هدف اصلاح وضع نابسامان جوامع اسلامى قيام خواهد كرد، فردى به نام «سيد حسنى‏» است. به روايت امام صادق‏عليه السلام حسنى يك جوان خوش‏چهره و نورانى است كه على‏رغم به دست آوردن قدرت و امكانات بسيار زياد، آن‏گاه كه از ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام آگاه مى‏شود، خود را به همراه سپاهيانش به امام‏عليه السلام مى‏رساند و با آن حضرت بيعت مى‏كند. به يك روايت، امام زمان (عج) به وسيله ايشان براى مردم مكه چند روز پيش از قيام پيامى مى‏فرستند...

گذشته از اين، وقتى حضرت على‏عليه السلام به مناسبتى از ياران و اصحاب امام عصر (عج) سخن مى‏گويند، در توصيف ويژگى‏هاى آنان اين چنين مى‏فرمايند: ياران قائم (عج) همه از ميان جوانان خواهند بود. سالخورده در بين آنها بسيار كم است و نسبت‏سالخوردگان بر جوانان در بين اصحاب آن‏حضرت همانند سرمه‏اى براى چشم و نمك براى غذاست و كمترين بخش غدا را نمك تشكيل مى‏دهد. (1)

اين امر، ناشى از اين است كه جوان به دليل داشتن فطرت پاك و صفاى باطن در درجه اول، از استعداد و ظرفيت‏بالاى درك و توان شناخت‏حقيقت‏برخوردار است. علاوه بر آن، به واسطه شجاعت و شهامت زيادى كه دارد زودتر پذيراى حقايق مى‏شود و در مقابل آنها لجاجت و سرسختى بى‏مورد به خرج نمى‏دهد.

اوصاف منتظران جوان
در خصوص ياران حضرت حجت (عج) ويژگى‏ها و اوصاف ذيل بيان شده است:

برخوردارى از علم و معرفت كامل و ايمان استوار، شهامت و شجاعت‏بى‏نظير، گذشت و فداكارى، شهادت‏طلبى، فروتنى و تواضع در اوج برخوردارى از قدرت و امكانات، حق‏مدارى، عشق به امام‏عليه السلام، تبعيت و پيروى كامل از رهنمودهاى حضرت حجت (عج) و خيرخواهى به همنوعان و صفا و صميميت و...

وظايف منتظران جوان
در معارف دينى، وظايفى براى منتظران واقعى حضرت حجت‏عليه السلام بيان شده كه از طريق عمل به مجموعه‏اى از تكاليف افراد بتوانند از چنان شايستگى برخوردار شوند كه در زمره ياران واقعى آن‏حضرت درآمده و در حد توان و ظرفيت و به ميزان همت و تلاش افراد به فراهم شدن بستر مناسب براى ظهور منجى عالم بشريت كمك نمايند. گرچه مجموعه وظايف منتظران بسيار است اما در اين نوشته، تنها به ذكر چند مورد مهم، كه در شرايط كنونى جامعه اسلامى داراى اهميت است‏بسنده مى‏كنيم.

الف. شناخت امام زمان عليه السلام
يكى از مهم‏ترين و اساسى‏ترين اصولى كه از اركان اصلى مكتب تشيع محسوب مى‏شود، مساله امامت و آشنايى با امام هر عصر است. به اعتقاد شيعه، در هيچ برهه از زمان، زمين خالى از حجت و انسان بدون امام معصوم نخواهد بود. چرا كه هدايت و رهبرى صحيح و همه جانبه انسان بر اساس تعاليم الهى تنها از طريق پيروى از رهنمودها و روشنگرى‏هاى امامى ممكن است كه علاوه بر، آشنايى با سنت‏هاى حاكم بر نظام هستى، از تمامى مصالح بشر و حقايق تعليمات پيامبران الهى آگاه باشد. با توجه به اين حقيقت، يكى از وظايف مهم آحاد جامعه، به‏ويژه قشر جوان آن است كه در هر عصرى، نسبت‏به امام و حجت الهى موجود در آن زمان به گونه‏اى شناخت پيدا كنند كه بر تعاليم مسؤوليت‏هاى خود آگاهى پيدا كرده و بر اساس آن عمل نمايند. اهميت‏شناخت امام زمان (عج) در هر عصرى به گونه‏اى است كه در برخى روايات، عدم كسب معرفت لازم از امام هم‏رديف، بلكه مساوى با كفر و بى‏ايمانى شمرده شده است. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در همين زمينه مى‏فرمايند: «هركسى كه بميرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.» (2) و يا در يكى از ادعيه كه بر آن نيز بسيار سفارش شده است. به همين مساله اشاره شده است: پروردگارا حجت‏خودت را به من بشناسان چرا كه اگر حجتت را به من نشناسانى من از دين و آئينم گمراه مى‏شوم. (3) مضمون اين‏گونه روايات زمانى بهتر روشن خواهد شد كه به پيامدهاى مثبت و منفى يك جامعه، در اثر برخوردارى و عدم برخوردارى جامعه از امام و رهبرى شايسته توجه و دقت‏بيشترى شود. در طول تاريخ، چه بسيار بوده‏اند حركت‏ها و يا نهضت‏هاى عظيم مردمى كه به دليل فقدان رهبر شايسته با شكست مواجه شده‏اند و يا پس از پيروزى به جهت افتادن زمام امور در دست زمامداران بى‏كفايت‏به انحراف و اضمحلال كشيده شده‏اند...

البته، كم و كيف شناخت امام‏عليه السلام با توجه به نياز و توانايى و ظرفيت افراد متفاوت است. مهم اين است كه اين شناخت‏به گونه‏اى باشد كه در صورت مواجه افراد با تهديدها و شبهه‏افكنى‏هاى دشمنان و بدخواهان، در تشخيص راه صحيح و شيوه درست از دچارشدن به گمراهى و انحراف آنها را نجات دهد. و گرنه شناخت كامل و همه جانبه حجت‏هاى الهى براى افراد عادى با توجه به محدوديت استعدادها و توانايى‏هاى فكرى غيرممكن است.

ب. پيروى از نائبان امام زمان عليه السلام
در دوره غيبت كبرى، فقهاى جامع‏الشرايط به نصب امام زمان‏عليه السلام مسؤوليت نمايندگى عام امام‏عليه السلام را در استمرار حركت‏حيات‏بخش امامت و پاسدارى از احكام و مقررات اسلامى برعهده دارند. بر اين اساس، يكى از وظايف افراد در عصر غيبت، پيروى از رهنمودهاى فقهاى عادل است. چرا كه فقها به دليل آشنايى با شيوه‏هاى صحيح استنباط احكام از منابع اصيل دينى، قادرند تا به پرسش‏هاى مختلف مردم در زمينه مسائل دينى پاسخ دهند. امام صادق‏عليه السلام در اشاره به چنين امر مهمى فرمودند: «فقها از سوى ما منصوب شده‏اند تا به سؤالات شما پاسخ دهند و شما نيز مؤظف هستيد در شرايطى كه به ما دسترسى نداريد به آنها مراجعه كنيد و بر اساس نظر آنان در چهارچوب احكام الهى عمل كنيد و هرگز حكم آنها را كه براساس موازين شرعى ارائه مى‏شود، رد ننماييد. چون رد نظر آنان، به منزله رد حكم و نظر ماست و رد نظر ما، به منزله رد نظر و حكم خداوند است.» (4)

در همين باره زمانى كه از حضرت مهدى (عج) سؤال كردند كه در دوران غيبت كبرى كه به شما دسترسى نداريم جواب احكام و مسائلى را كه با آنها مواجه مى‏شويم چگونه به دست آوريم؟ آن‏حضرت در پاسخ فرمودند: «در پيشامدها و حوادثى كه رخ مى‏دهد به آشنايان با احاديث ما (يعنى مجتهدان جامع‏الشرايط كه متخصصان متون دينى و احاديث اهل‏بيت‏عليهم السلام هستند) مراجعه كنيد و آنها حجت من براى شما و من حجت‏خدا بر آنان هستم.» (5) پس، برخلاف نظر نادرست‏برخى افراد ناآشنا به معارف اسلامى، مسلمانان در دوران غيبت كبرى بدون راهنما نمانده‏اند كه مجبور باشند با شيوه‏هاى ناصواب متكى به انديشه‏هاى ناقص بشرى و نظريه‏هاى غيرعلمى به حل مشكلات اقدام كنند و در نتيجه، گرفتار معضلات فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى فراوان گردند. بلكه در دورانى كه بنابر مصالحى امام معصوم‏عليه السلام در دسترس همگان نيست مردم موظف‏اند كه به فقهاى عالم و عادل مراجعه كنند و آنان نيز موظفند بدون كوتاهى و سهل‏انگارى بر اساس موازين شرعى از طريق مراجعه به آيات قرآن و روايات اهل‏بيت‏عليهم السلام به همه سؤالات و نيازهاى فكرى و اعتقادى و فقهى و فرهنگى و سياسى و... آنها پاسخ‏هاى مناسبى ارائه دهند.



ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  

عوامل پيروزى حضرت مهدى

     

امام منصوربالرعب است
در ضمن بررسى ويژگيهاى حكومت جهانى آن حضرت، اين سؤال مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظيم و منظم و پيچيده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونيكى و تكنيك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى هسته‏اى و طرحهاى جنگ ستارگان و ... پيروزى جهانى‏براى امام زمان ، عليه‏السلام، چگونه ميسر است؟

اصولا چون چنين پيروزى عظيمى، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نيست‏بايد ديد زمينه و عوامل چنين پيروزيى چيست و راه آن كدام است؟ در اين بحث‏به عوامل پيروزى آن حضرت در اين قيام جهانى و فتح نهايى عالم توسط ايشان مى‏پردازيم و با توجه به روايات و احاديث رسيده اين عوامل را بررسى مى‏كنيم.

در ضمن‏بررسى‏ويژگيهاى‏ياران حضرت مهدى ،عليه‏السلام، و خصوصيات لشكريانش به اين نكته برمى‏خوريم كه آنان «منصور بالرعب‏» هستند.

منصور بالرعب بودن، يعنى آنكه پيروزى آن حضرت ظاهرا در سايه رعب و وحشتى است كه در دل دشمنان، از او و لشكريانش ايجاد مى‏شود و آنها از قدرت و پيروزيهاى او به قدرى به هراس مى‏افتند كه توان استقامت‏خويش را از دست مى‏دهند يا تسليم مى‏شوند و يا سلاحها را بر زمين مى‏گذارند و فرار مى‏كنند و اين خود زمينه پيروزى و فتح بدون درگيرى و خونريزى و جنگ را براى آن حضرت فراهم مى‏سازد.

دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامى و درگيرى با امام، سلاحهاى خود را بر زمين مى‏گذارند يا با بلندكردن پرچم سفيد، تسليم مى‏شوند و يا از پيشاپيش لشگر او مى‏گريزند.

در تاريخ از اينگونه پيروزيها ديده شده كه سپاهى با مشاهده قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب مى‏شدند و سرانجام قبل از رسيدن لشگر، خود را تسليم مى‏كردند.

پيامبر اسلام،صلى‏الله عليه‏وآله، طبق شواهد تاريخى و آيات قرآن از اين موهبت‏برخوردار بوده و درمواردى‏صلابت و ابهت آن حضرت و تصميم و اراده شكست‏ناپذير او دلهاى دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پريشان ساخته است و پيش از درگيرى و يا به مجرد رويارويى ، شكست‏خورده و پا به فرار نهاده يا تسليم شده‏اند.

پيامبر اسلام در «غزوه بدر» با اقليتى غير مجهز و بسيار كم در برابر سپاهى مجهز و چندين برابر، نه تنها ايستاد، بلكه به پيروزى جالبى هم رسيد و اين خود از مواردى است كه دشمن با رعبى كه در دلش از پيامبر اسلام توسط خداوند مى‏افتد و با دادن بيش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسيران زياد، پا به فرار مى‏گذارد. ابوسفيان مى‏گويد به محض‏رساندن كاروان به مكه بسرعت‏به بدر مراجعه كردم ، لشكر در حال فرار بود و به هر كس مى‏گفتم: بايست! مى‏گفت: على ،عليه‏السلام، سوار بر اسب مرا تعقيب مى‏كند.

در جنگ خندق پس از محاصره مدينه توسط نيروهاى قريش و احزاب و عبور «عمروبن‏عبدود» و همراهان او از خندق و رجزخوانى عمرو، اضطراب و دلهره‏اى بين مسلمين رخ داده بود كه به تعبير قرآن «و زلزلوا زلزالا شديدا» (1) و فرياد «متى نصرالله‏» سر مى‏دادند.

آنگاه كه حضرت على ،عليه‏السلام، عمرو را با يك ضربت از پا درآورد و پيامبر ،صلى‏الله عليه‏وآله،فرمود: «ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة‏الثقلين‏» ترس و رعب عجيبى در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.

و نيز در جنگ با يهود بنى‏نظير و بنى قريظه، ترس و نگرانى به حدى بود كه به تعبير قرآن:

«وقذف فى قلوبهم الرعب يخربون بيوتهم بايديهم‏و ايدى المؤمنين‏» (2)

و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افكند تا به دست‏خود و به دست مؤمنان خانه‏هاشان را ويران كردند.

ويادر فتح مكه زمينه چنان فراهم مى‏شودوبه‏گونه‏اى‏مرعوب‏مى‏گردند كه جرات هر گونه مقاومت و رويارويى از لشكر جرار قريش و ابوسفيان سلب مى‏گردد و همه تسليم مى‏شوند و شعار «لااله الاالله وحده وحده وحده انجز وعده و نصر عبده و اعز جنده و هزم‏الاحزاب وحده‏» تحقق مى‏يابد.

باز درانقلاب اسلامى ، ديديم كه دشمن با همه قوا و توان وسلاحهاى مدرن، چگونه صحنه را خالى مى‏كرد، مخصوصادرآخرين‏روزهاى پيروزى انقلاب اسلامى شاهد بوديم كه در پى فرمان حضرت امام، قدس‏سره، و ريختن همه مردم به خيابانها با فرمان رهبرانقلاب، چگونه نيرومندترين ارتش خاورميانه عملا جا خالى كرد و نيروهاى انقلاب پيروز شدند.

در جنگ تحميلى هم نمونه‏هايى از اين پيروزيها را در فتح خرمشهر و آبادان و فتح‏المبين ديديم كه نيروى مجهز و برتر مهاجمان، با روحيه متزلزل در اثر ترس و وحشت‏شعار الله‏اكبر چگونه شكست‏خورد و تسليم شد.

اينها نمونه كوچكى است از پيروزى كه در سايه ترس و رعب در دل دشمن به وجود مى‏آيد.

پس بسيار روشن است كه يكى از عوامل عمده پيروزى ارتش امام زمان ،عليه‏السلام، همان رعب است كه از آوازه حضرت و تاييد ونصرت او از طرف خدا در دل دشمنان خدا و امام زمان ،عليه‏السلام، مى‏افتد و اين حقيقت در لابلاى آيات و روايات مشهود است.

اينك آياتى كه دلالت‏بر اينگونه پيروزيها دارد و مى‏رساند كه پيامبر، صلى‏الله عليه‏وآله،در مواردى ، منصور بالرعب بوده است از نظر شما مى‏گذرانيم:

1. «سنلقى فى قلوب‏الذين كفرواالرعب بما اشركوا بالله‏» (3)
بزودى در دلهاى كفار رعب و هراس مى‏افكنيم به خاطر آنكه شرك براى خدا قائل شدند.

2.«سالقى فى قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا فوق‏الاعناق‏» (4)
بزودى در دلهاى كافران وحشت و ترس مى‏افكنيم ، پس ضربه‏ها را بر بالاى گردنها (يعنى مغزشان) فرود آوريد. اين در رابطه با رعبى است كه در دل كفار قريش در جنگ بدر افتاد و سبب پيروزى مسلمانان بر آنها شد.

3. «و قذف فى قلوبهم الرعب فريقا تقتلون و تاسرون فريقا» (5)
در دل يهوديان رعب و وحشت افتاد كه سبب فروآمدن از دژهايشان شد و شما گروهى را كشتيد و گروه ديگرى را به اسارت گرفتيد.

4. «فاتاهم الله من حيث لم يحتسبوا و قذف فى‏قلوبهم‏الرعب‏» (6) پس قدرت خداوند از جايى كه گمان نمى‏بردند، آمد و رعب وحشتى در دل آنان افتاد.

در بسيارى از روايات ما همين صفت و ويژگى پيامبر،صلى‏الله عليه‏وآله،براى حضرت مهدى ، عليه‏السلام،نقل‏شده‏است، علاوه بر رواياتى كه قبلا اشاره شد به اينكه رعب پيشاپيش لشكر امام زمان از هر طرف مى‏رود يعنى از فاصله دور دشمن او مرعوب مى‏گردد و فرار مى‏كند يا تسليم مى‏شود .

امام باقر ،عليه‏السلام، مى‏فرمايد: «همه سنن انبيا در امام زمان جمع است ولى از سنتهاى جدش مصطفى،صلى‏الله عليه‏وآله، قيام به شمشير و منصور بالرعب است.

«و اما شبهة من جده المصطفى محمد،صلى‏الله‏عليه‏وآله، فخروجه بالسيف و قتله اعداءالله و اعداءرسوله و الجبارين و الطواغيت و انه ينتصر بالسيف و الرعب و انه لا ترد له راية ...» (7)
از سنتهاى جدش قيام امام زمان با شمشير و قيام مسلحانه است و نابودى دشمنان خدا و رسول خدا و ستمگران و طاغوتها است و منصور به رعب و تسليم همه پرچمها در برابر اوست.

امام محمدباقر،عليه‏السلام،نيز مى‏فرمايد:
«القائم،عليه‏السلام،منا منصور بالرعب، مويد بالنصر تطوى له الارض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب‏» (8)
قائم ،عليه‏السلام، ما يارى شده به رعب است و تاييدشده با پيروزى است. تمام زمين به تصرف او درمى‏آيد و گنجهاى زمين براى او ظاهر مى‏شود و سلطه او بر شرق و غرب مى‏رسد.

امام صادق ،عليه‏السلام، مى‏فرمود:
«ان‏القائم‏منامنصوربالرعب‏مويد بالنصر تطوى له‏الارض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانه‏المشرق و المغرب و يظهرالله به دينه ولوكره المشركون‏» (9)

5. در ذيل تفسير آيه «اتى امرالله فلاتستعجلوه‏» مى‏فرمايد: (10)
«هو امرنا امرالله تعالى عزوجل ان لانستعجل به حتى و يويده بثلاثة اجناد الملائكه المؤمنين والرعب‏» (11)
او همواره با سه گروه سپاه تاييد مى‏شود. سپاه فرشتگان ، سپاه مؤمنان مخلص و سپاه رعب و ترس.

هشام بن سالم از امام صادق ، عليه‏السلام، نقل مى‏كند:
«... فلا يبقى بين الخافقين الا خافه‏» (12)
در ميان شرق و غرب كسى نمى‏ماند مگر اينكه از او مى‏هراسد.

ابى‏بصير از امام صادق ، عليه‏السلام، نقل مى‏كند كه آن حضرت درباره نشر و گسترش پرچم‏حضرت‏مهدى،عليه‏السلام، پس از نقل مطالبى مى‏فرمايد:
«و يسيرالرعب قدامها شهرا وراءها شهرا و عن يمينها شهرا و عن يسارها شهرا، ثم قال يا ابامحمد، انه يخرج موتورا غضبان اسفا لغضب‏الله على هذاالخلق‏». (13)

با توجه به معناى لغوى رعب كه همان خوف و در واقع ترس شديدى است كه كتمان آن ممكن نيست، روشن مى‏شود منصور به رعب بودن آن حضرت ممكن است‏به اين معانى باشد:

1. مردم مخالف و دشمنان ، روحيه خود را ببازند و جرات مقاومت در برابر او نكنند و از ترس لشكر مقاوم و غيرقابل نفوذ و شكست‏ناپذير آن حضرت ، تسليم شوند.

2.آوازه آن حضرت و لشكرش چنان رعب‏آور است كه شهرهاى دور دست كه با لشكر امام به مسافت‏يك ماه راه‏رفتن، فاصله دارند، از هر طرف بدون درگيرى و رويارويى و مقاومت تسليم مى‏گردند، چنانچه حديث ابى بصير گوياى آن است.

3. تمام دشمنان آن حضرت در خوف شديد به سر مى‏برند و اين ترس خودمقدمه پيروزى امام و شكست دشمنان امام است.


اين رعب و ترس از چند جهت ممكن است رخ دهد:

الف) از نظر اعجاز و قدرت خداوند كه هراس و رعب در دلهاى دشمنان امام و ابرقدرتها بيفكند و قدرت اراده و تصميم به مقاومت را از آنان سلب نمايد، نتيجه اينكه زودتر تسليم گردند. گويى چنان از خود بى‏خود شوند و دست و پاى خود را گم كنند كه توان حركت نيابند همانند بره در برابر شير و ...!

ب) آوازه پيروزى سريع حضرت و شيوع فتح و نصرت او در سراسر بلاد و ويژگى ياران او و لشگريانش كه مقاوم و شكست ناپذيرند، سبب اين خوف و رعب گردد.

ج) انتشار حركت و قيام امام و آمادگى باطنى مردم ممكن است، سبب پيوستن مردم به امام شود و در تمامى كشورها نيروها و مردم خواستار همكارى با امام زمان گردند و در نتيجه شورشها و قيامهاى داخلى رخ دهد و موجب انشعاب حكومتها وتقسيم و تجزيه آنان گردد و عملا ايجاد ترس و وحشت و رعب در دلهاى حاكمان و طاغوت و قدرتها شود.

د) امام‏زمان با احاطه‏اى كه بر اسرار غيب دارد ممكن است راز و رمز آنان را قبلا كشف و خنثى كند و منابع و ذخاير اسلحه و نيروهاى انسانى آنان را نيز شناسايى كند و نقاط ضعف و آسيب‏پذيرى آنان را بداند و با يك اقدام سريع همه را وادار به تسليم سازد و نيز كافى است كه اين كار را با چند دولت مقتدر انجام دهد تا بقيه حساب خويش را بدانند ...!!

پى‏نوشتها:
1. سوره احزاب (33)، آيه 11
2.سوره حشر (59)، آيه 2
3. سوره آل عمران (3)، آيه 151
4. سوره انفال (8)، آيه 12
5. سوره احزاب (33)، آيه‏23
6. سوره حشر (59)، آيه 2
7. مجلسى،محمدباقر، بحارالانوار، ج 51، ص‏217، ح‏6.
8. كشف‏الغمه، ج‏3، ص 324;المحجه‏البيضاء، ج‏3، ص 341; يوم‏الخلاص، ص‏300; منتخب الاثر، ص‏292و482; مجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص 190، نورالابصار، ص 171; اعلام‏الورى، ص‏433، اسعاف‏الراغبين، ص‏152; ينابيع‏المودة، ج‏3، ص‏136.
9. مجلسى، محمدباقر، همان، ص‏191، ح 24.
10. سوره نحل (16)، آيه 1.
11. نعمانى، كتاب‏الغيبة، ص 128; مابعد الظهور، ص 535; ر.ك: امام مهدى من‏المهد الى الظهور.
12. نعمانى، همان، ص 122.
13. مجلسى، محمدباقر، همان، ص‏360، ح‏129


منبع: بنیاد اندیشه اسلامی



ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  

ضرورت توجه به حضرت بقیهٔ الله اروحناه فداه

   

باید بدانیم که توجه به حضرت بقیهٔ الله اعظم اروحناه فداه ، توجه به خداوند کریم است ، همانگونه که توجه به بقیه ائمه طاهرین (علیه السلام) توجه به خداوند می باشد.
پس زیارت و توسل به ائمه اطهار (علیه السلام) مایه توجه به خداوند تبارک و تعالی است. به این جهت کسی که قصد تقرب به خداوند بزرگ بنماید به ائمه اطهار (ع) روی می آورد ، در زیارت جامعه می خوانیم :
" کسی که او (خداوند) را قصد نماید به سوی شما روی می آورد. "

انسان با توجه به ائمه اطهار (ع) نه تنها عوامل موفقیّت و پیشرفت را به سوی خود جلب می کند بلکه موانعی را که مانع رسیدن به مقامات عالی هستند نیز برطرف می نماید ؛ زیرا به وسیله توجه به امام زمان اروحناه فداه و همچنین بقیه ائمه اطهار (علیه السلام) درهای رحمت و مغفرت الهی به سوی انسان گشوده می شود و تاریکی ها از باطن او برطرف می گردد.

حضرت باقر العلوم (علیه السلام) در شرح کلام حضرت امیرالمومنین علیه السلام که فرمودند : "انا باب الله" ؛ می فرمایند :
یعنی کسی که به وسیله من توجه به خداوند نماید ، آمرزیده می شود. (بحار ۳۴۹ /۳۹)

بنابراین با توجه به باب الله ، خداوند گناهان او را آمرزیده و موانع پیشرفت روحی او را برطرف می کند.
گر چه همه چهارده معصوم (علیه السلام) به دلیل دارا بودن "مقام نورانیّت" محیط بر هر عصر و زمانی هستند و انسان ها در هر عصر و زمان باید توجه به همه آن بزرگواران بنماید ، ولی بر اساس مقامات تنزّلیّه زمانیّه ، هر انسانی باید به امام عصر و زمان خویش بیشتر از بقیه ائمه توجه داشته باشد.
اینک به روایت عبدالله بن قدامه ترمدی از حضرت ابالحسن (علیه السلام) توجه نمایید که فرموده اند :
کسی که درباره چهار چیز شک کند به تمامی آنچه که خداوند نازل فرموده کافر شده است ، یکی از آنها شناختن امام در هر عصر و زمان است که شخص امام و صفاتی را که داراست بشناسد. (بحار ۱۳۵/۷۲)

پس در هر زمان معرفت و شناخت نسبت به امام آن زمان واجب است و چگونه ممکن است کسی که معرفت به امام زمان خویش داشته باشد و از عظمت آن بزرگوار آگاه باشد ، ولی به او توجه نداشته باشد ؟!
بنابراین ، توجه نداشتن به امام عصر (عج) و نشناختن اوصاف و خصوصیات مقام رفیع آن بزرگوار ، اگرچه انسان به امامان دیگر توجه داشته باشد صحیح نیست. پس وظیفه ما در این عصر و زمان اینست که به حضرت بقیه الله اروحناه فداه که در دوران امامت آن بزرگوار هستیم توجه خاص داشته باشیم.

یکی از اولیا خدا به یکی از علمای معروف گذشته به نام مرحوم ملّا قاسم رشتی دعایی تعلیم نمودند و فرمودند : آن را به دیگران یاد بده تا اگر مومنی در بلایی گرفتار شده آن را بخواند که تأثیر آن مجرب است و دعا چنین است :
یا محمّد یا علی ّ یا فاطمه یا صاحب الزمان ادرکنی و لاتهلکنی
یا محمد ، یا علی یا فاطمه یا صاحب الزمان مرا دریاب و هلاک منما.
چون دعا را اینگونه به ایشان تعلیم نمود ، می گوید : اندکی تأمل کردم و به فکر فرو رفتم.
فرمودند : این عبارت را غلط می دانی ؟
عرض کردم : آری ، چون خطاب به چهارنفر است و فعل ان ها باید جمع باشد.
فرمودند : اشتباه می کنی ؛ زیرا در این زمان نظم دهنده جهان حضرت بقیهٔ الله است ، ما در این دعا حضرات محمد و فاطمه و علی (علیه السلام) را برای شفاعت نزد آن بزرگوار می خوانیم و از او به تنهایی استمداد می کنیم. (دارالسلام للعراقی ، ۳۱۷)

لازم است به این نکته توجه داشته باشیم : همان گونه که در زمان پیغمبر اکرم (ص) و در زمان حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) جناب سلمان و ابوذر و مقداد و سایر اولیاء خدا متوجه آن بزرگواران بودند و در گرد شمع وجود ایشان می گشتند و همچنین اولیا الهی در زمان امام حسن مجتبی (ع) و حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) و ... متوجه ان بزرگواران بودند و از یاد آنان غفلت نمی ورزیدند ، در این زمان نیز آنان که به تکامل معنوی و درجات عالی راه یافته اند ، یاد و توجه به مولای خود حضرت بقیهٔ الله اروحناه فداه را فراموش نمی نمایند.

در دعای شریف ندبه می خوانیم :
" کجاست آن آیینه تمام نمای الهی که اولیاء خدا به سوی او توجه می نمایند ؟ "
پس در این زمان نیز اولیا بزرگ خداوند به امام عصر خویش توجه دارند ، گرچه آنان در میان مردم ناشناخته اند ولی با آن بزرگوار در ارتباط هستند و از فرمایشات آن بزرگوار بهره مند می شوند ، در زیارت آل یس می خوانیم :
" سلام بر شما در آن هنگام که قرآن را تلاوت می کنید و اسرار آن را بیان می فرمایید. "

بنابراین ، لازم است انسان در هر عصر و زمانی که زندگی می کند به امام زمان خویش توجه خاصی داشته باشد. اکنون به این روایت که از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است توجه نمایید :
حضرت امام رضا (ع) از پدران گرامی خود نقل فرمودند که پیغمبر اکرم (ص) درباره فرمایش خداوند : «روزی که همه انسان ها را با امامشان فرا می خوانیم » (آیه قرآن) فرمودند : هر گروهی با امام زمانش و کتاب خداوند و سنّت پیغمبر اکرم (ص) خوانده می شود. (بحار ۱۰/۸)
و معنی روایت این است که : هر انسانی در روز قیامت درباره این سه مسأله حیاتی مورد پرس و جو و بازرسی قرار گیرد که آیا وظیفه اش را نسبت به امام زمان خود و همچنین کتاب خدا و سنّت پیغمبر اکرم (ص) انجام داده است یا نه ؟

یکی از راه های مهم توجه به امام عصر اروحناه فداه خواندن نمازها ، دعاها و زیاراتی است که از ائمه اطهار (ع) درباره آن حضرت وارد شده است و یا از ناحیه مقدسه آن بزرگوار صادر گردیده است.
سفارش جناب محمد بن عثمان ، دومین نایب خاص امام عصر (عج) به احمد بن ابراهیم در برابر درخواستی که از ایشان کرده بود ، این است : " به سوی آن حضرت به وسیله این زیارت (ندبه) توجه نما. " (بحار ، ۱۷۴/۵۳)
از این کلام می توان استفاده نمود که به وسیله زیارات یا دعاهایی که در ارتباط با آن حضرت است ، انسان می تواند به سوی آن بزرگوار توجه نموده و قلب و روح خود را مجذوب آن وجود مقدس نماید.

مسأله توجه داشتن به مقام و شخصیّت امام عصر (عج) و اظهار اندوه و غم در هجران و فراق ان بزرگوار نه تنها در زمان غیبت ، بلکه در زمان حضور ائمه اطهار (علیه السلام) نیز مطرح بوده و اهل بیت (ع) عظمت مقام و شخصیت حضرت بقیهٔ الله اروحناه فداه را بیان کرده اند و از غیبت و فراق آن سرور عالم امکان اظهار تاسف نموده اند.
در واقع اهل بیت (علیه السلام) نه تنها با بیانات خود مردم را موظّف نموده اند که به یاد سرور عالم هستی باشند و در غیبت و فراق آن بزرگوار اندوهگین و غمناک باشند ، بلکه عملا نیز با ریختن اشک و کشیده آه از دل پر درد خود ، نسبت به غیبت طولانی حضرتش ، همه را درس سوز و انتظار آموخته اند ؛ ولی متاسفانه شیعیان این مسأله حیاتی را که در تمام ابعاد زندگی دنیوی و اخروی آنها دارای مهم ترین اثر است ، به دست غفلت و فراموشی سپرده اند.
بزرگانی که وظیفه داشتند و دارند مردم را با این موضوع بسیار مهم که در عالم هستی تأثیر عظیم دارد آشنا نمایند ، سهل انگاری کردند و با غفلت و بی توجهی جامعه شیعه در گذشته و حال از این مسأله مهم و حیاتی ، جهان همچنان از نعمت ظهور حضرت بقیهٔ الله اعظم اروحناه فداه بی بهره است و بر اثر دوری و غیبت آن سرور عالم هستی به نعمت تکامل در تمام ابعاد علمی و معنوی دست نیافته اند و همچنان زور و زر و تزویر بر جهان و جهانیان حکومت می کند و ادامه حکومت لعنت شده،میلیارد ها انسان مسلمان و غیر مسلمان را در چنگال خونبار خود گرفتار نموده است.

جامعه ما آنگونه در مسائل دنیوی غرق شده و آنچنان چشم به اسباب دوخته که مسبّب الاسباب را فراموش کرده است ، درست است که دنیا سرای اسباب است و ما باید برای کارهای خود در پی اسباب و وسیله باشیم ، ولی این نباید تا به آن حد باشد که سبب آفرین را فراموش نماییم. جامعه ما ، هم به خداوند که مسبب الاسباب است کم توجه می باشد و هم از ولّی و جانشین او غفلت می ورزد.

یکی از علل مهمی که باعث غفلت و یا کم توجهی بسیاری از مردم نسبت به امام عصر (عج) شده است ، عدم آگاهی و شناخت آنان از مقام و شخصیبت آن بزرگوار است که در روایات خاندان وحی کاملا ً به عظمت آن بزرگوار تصریح شده است.
متأسفانه کسانی که وظیفه داشتند این حقایق را به مردم برسانند و انان را به سوی سرور عالم و رهبر جهان هستی متوجه سازند ، موفق به انجام این وظیفه مهم ّ شرعی نشدند.
اکنون آنچه را که برادران حضرت یوسف یه حضرت یعقوب گفتند ، به امام زمان خویش صلوات الله علیه عرض می کنیم و به این وسیله از پیشگاه امام رئوف طلب عفو و بخشش می نماییم :
ای پدر ما ! برای گناهان ما استغفار نما ، به راستی که ما خطاکار بودیم ! (قرآن کریم)
امید است با عفو و بخشش آن حضرت از گذشته ما ، آینده را جبران نماییم و به یاد آن بزرگوار باشیم و تا توان داریم دیگران را به سوی ساحت مقّدس آن حضرت متوجّه سازیم.
صحیفه مهدیه

منبع: سایت مناجات


ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  

مقام امام زمان (عج) در سرداب مقدس سامرا

   
موقعيت تاريخي و جغرافيايي شهر سامرا
شهر سامرا، به سبب وجود مرقد مطهر امام هادي عليه السلام و امام عسكري عليه السلام ميان شيعيان جهان از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردار است. اين شهر، در 120 كيلومتري شمال بغداد قرار دارد و بر كرانه شرقي رود دجله، ميان راه بغداد ـ تكريت واقع شده است. يا قوت حموي ساختن اين شهر را به «سام بن نوح» نسبت مي‌دهد.

پايتخت خلفاي عباسي
در سال 221 ق معتصم عباسي به دليل ترس از شورش سپاهيان و كنترل آن‌ها، دستور احيا و تجديد بناي شهر سامرا را صادر نمود و خلافت را از بغداد به اين شهر منتقل كرد. تا سال 279 ق ـ يعني مدت 59 سال ـ مركز خلافت هشت نفر از خلفاي عباسي بود [1]. در اين سال‌ها، سامرا همواره دستخوش درگيري‌هاي داخلي و جريان‌هاي سياسي بود و چيزي جز فساد و تخريب شهر در پي نداشت. [2]

وجه نامگذاري (نام‌ها)
در متون تاريخي، اين شهر با نام‌هايي چون: سامره، سامراء، سامراه، سُرّمن رأي، سرور من رأي، ساء من رأي، عسكر، زوراء، تيرهان و ناحيه مقدسه ناميده شده است. [3]
در عصر متوكل عباسي، وي براي اين‌كه امام هادي عليه السلام را كاملاً تحت مراقبت خود قرار دهد و بين امام و شيعيان جدايي بيندازد، در سال 243 ق امام را به اجبار از مدينه به سامرا آورد و مدت بيست سال و نه ماه تحت مراقبت و كنترل شديد قرار داد. سرانجام آن حضرت را روز چهارشنبه 26 جمادي الاخر سال 254 ق به شهادت رساند و امام، در خانه خود دفن شد. پس از آن بزرگوار، فرزندش امام حسن عسكري عجل الله تعالي فرجه الشريف هم تحت كنترل شديد قرار داشت. آن حضرت هم همان‌جا و در سن 28 سالگي به شهادت رسيد و در همان منزل دفن شد و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف كه پنج سال داشت! پس از نماز بر پيكر پدر بزرگوار خود، از ديدگان افراد غايب شد. [4]
در زمان حكومت حمداني‌ها و آل بويه، بارگاهي براي آن دو امام ساخته شد و در طول تاريخ بعضي از سلاطين و خلفا به توسعه آن بارگاه مقدس پرداختند.

مقام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در سامرا (سرداب مقدس)
امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به مشيت الهي، بر همه‌جا احاطه دارند و در هر مكان مي‌توان براي ظهور آن حضرت دعا و استغاثه كرد؛ اما بعضي مكان‌ها از اهميت ويژه‌اي برخوردارند. يكي از اين مكان‌ها، سرداب مقدس سامرا يا سرداب غيبت مي‌باشد. سرداب، همان زيرزميني است كه در مناطق گرمسيري، براي در امان بودن از گرماي تابستان، در خانه‌ها ساخته مي‌شد. امام هادي عليه السلام وقتي وارد سامرا شد، براي آسايش اهل بيت خود و محافظت از گرما، چنين سردابي ساخت.و بعد از شهادت، به امام عسكري عليه السلام منتقل شد. سرداب مقدس، مكاني بود كه امام هادي و امام عسكري عليه السلام و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در آن، به راز و نياز با خدا مشغول مي‌شدند.

اين سرداب، امروز در ضلع شمال غربي صحن‌هاي عسكريين عليهم السلام و در پانزده‌متري بقعه و حرم مطهر قرار دارد. [5]
اين صحن، به طول شصت و عرض بيست متر و داراي ايوان و شبستان مي‌باشد. روي سرداب، مسجدي وجود دارد كه به مسجد صاحب مشهور است. بر فراز مقام غيبت يا سرداب، گنبدي كاشي‌كاري قرار دارد. بر مدخل ورودي سرداب، دري نصب شده كه به «باب الغيبة» معروف مي‌باشد و پشت آن، اتاق كوچكي به طول 2 متر عرض 5/1 متر وجود دارد كه به محل غيبت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف مشهور است. چاهي معروف به «چاه غيبت» نيز در گوشه همين اتاق وجود دارد؛ ولي در متون معتبر شيعي، به چاه غيبت يا محل غيبت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف اشاره نشده است و بزرگان شيعه نيز به انكار آن پرداخته‌اند. علت اين نامگذاري اين است كه چون عده‌اي از زائران در داخل سرداب، از حوضي كه محل وضوي امام هادي و عسكري عليهم السلام بوده به عنوان تبرك خاك بر مي‌داشتند كم كم به چاه غيبت معروف شد. همين دستاويزي شد تا عده‌اي از ناآگاهان داستان‌سرايي‌هايي كنند و به شيعه نسبت دهند كه آنان معتقدند امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف پس از ورود به سرداب، در داخل چاه ناپديد شده است و تا روز ظهور، آن‌جا به‌سر مي‌برد. [6] در صورتي كه در منابع معتبر ما آمده است كه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در زمان غيبت، ميان مردم رفت و آمد دارد و مكان خاصي براي حضرت نام‌برده نشده، و همه ساله در مراسم معنوي حج شركت مي‌كند. [7] هيچ يك از علماي شيعه معتقد نيستند امام تا هنگام ظهور، داخل سرداب است و از آن‌جا ظهور مي‌كند؛ بلكه در روايات ما آمده است امام عليه السلام از كعبه ظهور مي‌كند. [8]

اهميت سرداب مقدس سامرا
1. خداوند، در قرآن فرموده است:
في‏ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ [9]
اين آيه، قوي‌ترين دليل بر بزرگداشت منازل و زيارت‌گاه‌هاي ائمه مي‌باشد. اين سرداب مقدس هم از آن‌جا كه محل زندگي و دعا و مناجات سه نفر از امامان عليهم السلام بوده، داراي شرافت و قداست ويژه‌اي است؛ دعا و نماز در آن فضيلت دارد و باعث قرب انسان به خدا مي‌شود و دعا را به اجابت نزديك مي‌كند.

2. امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بر همه مكان‌ها احاطه دارند؛ اما مكان‌هايي چون مسجد كوفه، مسجد سهله، مسجد جمكران، سرداب غيبت ... كه از مكان‌هاي اختصاصي آن حضرتند، همچنين سرداب مقدس از اهميت ويژه‌اي برخوردارند.

3. عاشقان حضرت، از دور و نزديك به آن مكان تشرف يافته، آن‌جا ندبه و استغاثه دارند و ضمن عبادت و دعا و راز و نياز با خداوند، براي ظهور ايشان دعا مي‌كنند. از انفاس قدسيه حضرت بهره‌مند مي‌شوند و چه بسا حاجت‌هاي گوناگون و مهم آنان برآورده مي‌شود؛ لذا از اين جهت هم داراي اهميت است؛ پس شناخت آن مكان و شيوه تعظيم و تكريم و اعمال آن، از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد. [10]

پی نوشت ها:
[1]. آن هشت نفر عبارتند از: معتصم، واثق، متوكل، منتصر، مستعين، معتز، مهتدي و معتمد. پس از معتمد، معتضد عباسي در سال 279 ق مركز خلافت را دوباره به بغداد منتقل كرد.
[2]. جمعي از نويسندگان، تاريخ عصر غيبت، ص 51 ـ 52.
[3]. حموي، ياقوت، معجم البلدان، مجلد 3 (ج 5 و 6)، ص 11 ـ 13.
[4]. جمعي از نويسندگان، تاريخ عصر غيبت.
[5]. متأسفانه مزدوران امريكايي و صهيونيستي دشمنان قسم‌خورده اسلام و اهل‌بيت عليهم السلام در سوم اسفند ماه سال 1384 با بمب‌گذاري در حرم مطهر امامان عسكري7 و انفجار آن مكان مقدس و تخريب قسمتي از بارگاه ملكوتي آن دو امام بزرگوار و نيز در 23 خرداد 86 نيز در يك حمله تروريستي و بمب‌گذاري در حرم امامان عسكريين عليهم السلام كه باعث تخريب مناره‌ها و قسمتي از سرداب مقدس شد، بار ديگر بغض و كينه خود را به نمايش گذاشتند؛ و اين نشانگر آن است كه ترس و وحشتي كه ظالمان، از زمان عباسيان و از سال 255 هـ ق از دوازدهمين امام شيعيان داشتند، هنوز هم ادامه دارد.
[6]. سير اعلام النبلاء، ج 13، ص 120 ـ 121؛ تاريخ ابن خلدون، ج 1، ص 381، فصل 27.
[7]. اصول كافي، ج 1، ص 337؛ كمال الدين، ج 2، ص 440.
[8]. معجم الاحاديث الامام المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ، ج 3، ص 23، ح 578؛ كمال الدين، ج 16، ص 331؛ اعلام الوري، ج 2، ص 292.
[9]. نور، 36.
[10]. موسوي، اصفهاني، مكيال المكارم، ج 2، ص 314.


منبع:نورپرتال


ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386  

ضرورت طرح مباحث مهدویت

   
پيش از پرداختن به هر كاري، اگر ضرورت و بايستگي آن معلوم باشد، انسان براي انجام آن، انگيزه و نشاط لازم را پيدا مي‌كند.وقتي سخن از مباحث «مهدويت» به ميان مي‌آيد، ممكن است سؤال شود:‌ با وجود موضوعات بسيار و گوناگون كه در جهان علم و دانش وجود دارد و نيازهاي آدمي به دانش‌هاي مختلف و نيز محدوديت وقت و امكانات، چرا بايد به مباحث مهدويت پرداخت؟آيا مباحث مهدويت، مسائلي كاربردي است كه در زندگي روزمرّه تاثير گذار باشد يا صرفاً بحث‌هايي است كه دانستن آنها بهتر از ندانستنش است؟ آيا كساني كه از مهدويت چيزي نمي‌دانند يا بسيار كم اطلاع‌اند، در زندگي و حيات دنيوي خود به بن‌بست گرفتار آمده‌اند؟ بنابراين ضرورت طرح معارف مهدويّت بايد مورد بررسي دقيق قرار گيرد.
براي اثبات لزوم طرح اين معارف، مي‌توان از ابعاد مختلف به اين بحث نگاه نمود و بايستگي آن را از ابعاد و زواياي گوناگون بررسي كرد.

يك. بعد اعتقادي
بي‌ترديد «اعتقاد» بنيان اصلي زندگي انسان است و آنچه در ميدان عمل محقق مي‌شود، به ساختار اعتقادي مربوط است. اگر آدمي از اعتقادي صحيح و منطقي برخوردار باشد، در عمل گرفتار تناقض، بي‌هدفي و سردرگمي نخواهد شد و از همه فرصت‌هاي عمر خود، براي ساختن شخصيت انساني و الهي‌اش بهره خواهد گرفت. البته اين اعتقاد بايد سازنده، حركت آفرين و هويّت بخش باشد و در همه فراز و نشيب‌هاي زندگي، مسير درست و هموار را براي آدمي بگشايد.

در فرهنگ ديني ـ قرآن و روايات شيعه و سنّي ـ بحث معرفت و شناخت امام و اعتقاد به او، از اهميتي ويژه برخوردار است؛ به گونه‌اي كه در رديف اصول اعتقادي؛ يعني، توحيد، نبوت و معاد شمرده شده است.
در اينجا اهميت شناخت امام از نظر اعتقادي، در انگاره‌هاي مختلف بررسي مي‌شود.

1 – 1. شناخت امام راه معرفت خدا
نخستين و مهم‌ترين وظيفه انسان، شناخت پروردگار و آفريننده خويش است و تا شناخت او حاصل نشود، راهِ درست بندگي و اطاعت از او به روي انسان باز نخواهد شد.1 به همين جهت در قرآن و روايات، مطالب فراواني درباره لزوم «معرفت خدا» مطرح شده است.
بعضي از آيات قرآن، به توصيف خدا و صفات گوناگون او پرداخته است و امامان معصوم نيز در روايات و دعاها و خطبه‌ها، به شكل گسترده از خدا و اوصاف او سخن گفته‌اند.2
از نظرگاه روايات راه معرفت خدا و اوصاف او، شناخت اولياي خدا و امامان معصوم«عليه السلام» است؛ چون اينان مظهر اسماء و صفات الهي و آينه جمال و جلال پروردگارند. معصومين انسان‌هاي كاملي‌اند. كه خداوند آنان را خليفه و نمايندة خود در زمين قرار داده و اراده كرده است كه با آنان شناخته شود و از مسير اطاعت آنها، اطاعت شود و ثواب و عقاب را نيز بر مدار اعتقاد و اطاعت آنان قرار داده است.
وقتي از امام حسين«عليه السلام» درباره معرفت خدا و چگونگي آن سؤال شد؛ حضرت فرمود:«مَعْرفَةُ اَهْلِ كُلِّ زَمانٍ اِمامِهُمُ الَّذي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طاعَتُهُ»؛3 «مراد از شناخت خدا، شناخت اهل هر زماني نسبت به امام خويشتن است، آن امامي كه اطاعت او بر آنان واجب است».

به عبارت روشن‌تر شناخت امام، طريق معرفت خدا است و انسان با شناخت امام و توجه به گفتار و دستورات او، مي‌تواند در جاده صحيح زندگي گام بردارد و به سعادتي كه خداوند براي او رقم زده، برسد. معرفت خدا بدون شناختِ كسي كه از جانب او سمت راهنمايي و راهبري بندگان را دارد، امكان پذير نيست.

شيخ صدوق(رحمة الله) در تبيين حديث ياد شده مي‌گويد: مراد اين است كه مردم هر زمان بدانند، خداوند كسي است كه آنها را در هر زمان از امام معصوم خالي نگذاشته است. پس كسي كه عبادت كند خدايي را كه براي آنان حجت قرار نداده، پس غير خدا را عبادت كرده است.4

1 – 2. شناخت امام، شراط اسلام واقعي
شيعه و سنّي به اتفاق از پيامبر اسلام نقل كرده‌اند:
«... وَ اَنَّ مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ ميتةً جاهِليَّةً» 5 «و هر آينه هر كس بميرد و حال آنكه امام زمان خود را نشناخته باشد، به مگر جاهليت مرده است.»
بر اين اساس شناخت امام شرط اسلام است و اگر كسي بي‌شناخت امام بميرد، گويا از اسلام بي‌بهره بوده است؛ هر چند مناسك و اعمال اسلامي را انجام داده باشد. «امامت» شاهراه بندگي خدا است و آن كه در اين صراط مستقيم قرار گرفته، كارها و اعمالش در مسير درست، منطقي و عاقبت به خيري واقع شده است؛ و گرنه آن اعمال ره به جايي نبرده و كمالي براي او نخواهد آورد. امامت ستون اصلي خيمه اسلام است كه اعمال اسلامي وابسته به آن است.

1 – 3. شرط قبولي اعمال، پذيرش ولايت
مسأله «ولايت امامان» چنان جايگاهي دارد كه در روايات گوناگون، پذيرش همه اعمال منوط به آن شده است: امام صادق«عليه السلام» پيشواي ششم شيعيان در اين باره مي‌فرمايد:
«لايقبلُ اللهُ مِنَ العِبادِ عَمَلاً اِلّا بِمَعْرِفَتنا»؛6 «خداوند از بندگان عملي را نمي‌پذيرد، مگر به معرفت و شناخت ما».
براساس اين روايات همه اعمال انسان، در ظرف معرفت و آگاهي او نسبت به امام زمان، ارزش مي‌يابد.

1 – 4. بايستگي شناخت ولي نعمت
«امام» واسطه فيض الهي است و آنچه از نعمت‌ها به عالم وجود مي‌رسد، به واسطه وجود او است و در اين ميان انسان‌ها نيز به واسطه وجود او، از انواع نعمت‌هاي الهي بهره‌مند مي‌شوند. امام هم در«تشريع» واسطه است و هم در جنبه تكوين:
«بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء»7 « به بركت او به خلق روزي مي‌رسد و به واسطه وجود او زمين و آسمان پا برجاست».
در فرمايش از امام هادي«عليه السلام» است كه وقتي مي‌خواهيد امامي را زيارت كنيد اينگونه بگوييد:
«...بكم فتحَ اللهُ وَ بِكُم يَخْتِمُ وَ بِكُم يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماء أنْ تَقَعَ عَلي الارضِ اِلّا بِِاِذْنِهِ»؛8
«به واسطه شما خدا آغاز كرد و به شما پايان مي‌دهد و به وسيله شما باران را فرو مي‌فرستد و به واسطه شما نگه مي‌دارد آسمان را كه بر زمين نيفتد، جز به اذن او».
پيامبر«صلي‌ الله عليه و‌آله» مي‌فرمايد:«يا عَليُ ! لَولا نحنُ ما خَلََقَ اللهُ آدمَ وَ لا حَواءَ وَ لاالجَنةَ وَ لاالنّارَ وَ لا السّماءَ وَ لا الارضَ»؛9 « اي علي! اگر ما نبوديم، خدا نه آدم و نه حوّا را مي‌آفريد و نه بهشت و نه جهنم را و نه آسمان و نه زمين را». آيا اين خلاف ادب نيست كه ما دربارة بسياري از امور ـ كه تأثير چنداني در زندگي ما ندارد ـ آگاهي و اطلاع داشته باشيم؛ ولي از ولي نعمت خود بي خبر باشيم؟!

1 – 5. امامت، سفارش پيامبر اكرم«صلي‌ الله عليه و‌آله»
در روايتي از شيعه و سني آمده است كه رسول گرامي اسلام«صلي‌ الله عليه و‌آله» فرمودند:«اِنّي تارِكُ فيكُمُ الثَقَلَينِ كِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتي اَهْلَ بَيتي ما اِنْ تَمَسَكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضلوا بَعدي اَبَداً...»10
برابر اين فرمايش مسلمين مأمور شده‌اند همانگونه كه به قرآن متمسك مي‌شوند، به خاندان پيامبر«صلي‌ الله عليه و‌آله» و ائمه هدي عليهم‌السّلام نيز تمسك جويند تا در مسير هدايت قرار گيرند. و اين ضامن سعادت ابدي آنان است. روشن است كه تمسّك به قرآن، بدون فهميدن محتواي آن معنا ندارد و نيز تمسك به امامان معصوم«عليه السلام» بدون معرفت و آگاهي به جايگاه رفيع و ويژگي‌‌هاي منحصر به فرد آنان ـ كه الگوي بشريت‌اند ـ ممكن نيست. بنابراين از اين جهت نيز معرفت و آگاهي به امام زمان (عج) لازم است.
كوتاه سخن اينكه شناخت امام و حجت الهي. چنان مهم است كه در روايات فراوان بر‌ آن تأكيد و به مسلمين سفارش شده است در اين مسير از خداي بزرگ استمداد كنند و پيوسته از او بخواهند كه راه معرفت حجت‌هاي الهي بر آنان گشوده شود. از امام صادق«عليه السلام» نقل است كه بهترين دعا براي دوران غيبت آخرين حجت الهي چنين است:
«اللهم عَرِّفْني نَفْسَك فَاِنَّكَ اِنْ لَم تُعَرِّفني نفسَك لَمْ اَعْرِف نَبِيّك. اللهم عَرِّفني رسولك فَانّكَ ان لم تُعَرفِّني رسولك لَمْ اَعرف حُجَّتك اللهم عَرَّفني حجتك فَاِنَّكَ ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني».11



ادامه مطلب

ستاره قطبی پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386