تبليغاتX
انتظار ابی (خط خطی های دلتنگی )


احسن الحديث

گزيده اي از جديد ترين سخنان انسان ساز استاد بزرگ اخلا‌ق و معنويات حضرت آيت الله حاج سيد حسن ابطحي(مدظله العالي)درشهر هاي قم و تهران

(ماه هاي رمضان المبارك وشوال)

كوشش شده است سخنان استاد بزرگوار حتي الا‌مكان بدون دخل و تصرف و با حفظ كيفيت مجلس سخنراني منعكس شود.

تنها يك خواسته و يك هدف

خدايا ؛ تو مي‌داني كه ما هدفي جز تو و امام زمانمان نداريم. ما مي‌‌‌خواهيم به تو برسيم و دست تو كه امام زمان(عليه‌السلام) است در دستمان باشد. خدايا، ما مي‌‌‌خواهيم به لقاي تو برسيم و مظهر تو كه امام عصر (عليه‌السلام) است را ببينيم و از محضرش استفاده كنيم. خدايا، ما تو و او را مي‌خواهيم.

امروز [هم] روز جمعه است و ما ميهمان شما هستيم . يا صاحب الزمان! پيغمبراكرم (صلي الله عليه وآله) فرمود: "اَكْرِمِ الضَّيفَ وَ لَوْ كَانَ كَافِرًا”1 ما نمي‌فهميم “ميهماني ما در محضر تو” به چه معنا است ولي اين اندازه مي‌‌دانيم كه به ما گفته‌اند ميهمان را گرامي بداريد ولو اينكه كافر باشد. اگر يك ميهماني براي ما بيايد و از ما تقاضايي داشته باشد هر چه در توانمان باشد انجام مي‌دهيم. يا بقية ‌اللّه اين كمترين تقاضايي است كه ميهماني از ميزباني چون شما دارد كه ما بتوانيم شما را ببينيم، زيارتتان كنيم. با شما حرف بزنيم و از حقايق و علومي كه خدا در اختيارتان گذاشته استفاده كنيم.

غيبت تو، آقا حجه بن الحسن چه مشكلا‌تي ايجاد كرده است

امروز كه روز جمعه است، روزي كه متعلّق به حضرت بقية ‌الله (عليه‌السلام) است و ميهمان اين بزرگوار هستيم. ما عرض مي‌‌كنيم به آقا حضرتبقية ‌الله (عجل الله تعالي فرجه الشريف) كه فراق تو چه مشكلاتي ايجاد كرده و غيبت تو، آقا حجة ‌بن الحسن، چقدر مَفسده به وجود آورده و ظهور تو چه مي‌‌‌‌‌‌‌كند! دنيا را بهشت مي‌‌‌‌‌‌‌كند. ظهور تو را انشاءالله با چشممان ببينيم. دنيا پر از عدل و داد مي‌شود و ظلم و جوري نخواهد بود.

مي‌خواهيم به آنجا برسيم كه وقتي دعاي ندبه مي‌‌‌‌‌‌‌خوانيم، وقتي كه عرض مي‌كنيم اَينَ‌ بقية ‌الله با سوز دلي برخاسته از تمام وجودمان باشد كه حاضر باشيم هر چه داريم فدا كنيم تا اين كه آن آقا بيايد و دين خدا را پياده كند. عدل و داد كه سهل است چون عدل و داد بعد از ظلم و جور است ولي صفا و صميمت و يگانگي و وحدت در بين مردم كره‌ي زمين به وجود بياورد.

بايد حواستان را جمع كنيد. توجّه‌تان را به امام زمانتان كه مظهر پروردگار است بيشتر بدهيد و ان‌شاءالله برويد تا برسيد به جايي كه به ياري پروردگار از ياران خوب امام عصر و اين دعايي كه هميشه در بين دعاهايتان جاري است كه “خدايا ما را از بهترين اصحاب و ياران حجة ‌بن الحسن قرار بده” بشويد.

“تعهدات شب قدر”

بياييم امشب كه شب توبه است، شب برگشت به سوي خداست، شبي است كه بايد امام زمان‌مان را مطمئن كنيم، امام زماني كه مهربان است و آن قدر به اوليائش عزّت مي‌‌دهد كه در دعاي ندبه مي‌‌گوييم: “اَيْنَ مُعِّزالْاوليَاءِ وَ مُذِّلُ الْاَعْدَاء” تعهد نماييم كه‌:

 يك- تجسس در امور زندگي كسي نكنيم،

دو- غضب بي‌جا نداشته باشيم و

سه- استغناي طبع داشته باشيم، گدا طبع نباشيم و طمع به مردم و مال مردم نداشته باشيم.

همين سه چيزرا تعهد بدهيم، عمل بكنيم و ببينيم چقدر اهميّت دارد و كارها را روبراه مي‌كند. پس بياييم خودمان را بسازيم و از آنهايي باشيم كه نامه‌هاي اعمالشان به دست راستشان داده مي‌شود كه “ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ 6، تا بعدها حساب يسير داشته باشيم، حساب آساني داشته باشيم، راحت در خدمت حضرتبقية ‌الله (عليه‌السلام) باشيم و با كمال سهولت بتوانيم به آن حضرت برسيم.

 

“جدي نگرفته‌ايم”

همه‌ي مشكلاتي كه امروز ما در ارتباط با مذهب‌مان، با دين‌مان داريم به علت اين است كه نشستيم و گفتيم و برخاستيم. يك گوينده‌اي به عنوان يك جلسه مي‌‌آيد و خوشحال از اينكه صدها، هزارها نفر پاي سخنانش نشسته‌اند و مستمعين هم به عنوان ثواب در جلسه شركت كرده‌اند و عاقبت هم همين مي‌شود كه ملاحظه مي‌‌فرماييد . كمتر عمل و يا دقّت به سخناني كه گفته مي‌‌شود مي‌گردد. اين همه جلسات لااقل از اوّل انقلاب تا به حال وجود داشته، متأسّفانه مي‌‌بينيم اهل تزكيه‌ي نفس، اهل كمالات آن چنان كه بايد در مدّت بيست و سه سال كار انجام بشود نشده. و علّت عمده‌اش اين است كه شنوندگان دين را جدّي نگرفته‌اند. چون بايد دين جدّي‌ باشد. قوانين دينتان محكم‌تر و پر عمل‌تر از قوانين رسوماتي كه در بين تان هست باشد.

مثالي كه شايد برايتان جالب باشد همين مسأله‌ي اعيادي است كه ما در گذشته و حال داريم. رسوماتي كه در عيد نوروز كه لااقل كم سابقه‌ي ديني و تأييد ديني دارد، شايد از همين الان (كه چند ماه به آن مانده) مردمِ مسلمان به فكرش باشند امّا عيدغدير كه همه چيز شيعه و همه‌ي اعتقادات انساني است و تمام مسلمانها بايد به فكرش باشند آن چنان به دست فراموشي سپرده شده كه اكثريّت مردم مسلمان آن را از ياد برده اند و بلكه كم‌كم مي‌‌روند كه مُنِكرش شوند. و امثال اين قضايا زياد داريم. علّت عمده هم اين است كه هر چه ما از قوانين دين وبرنامه‌هاي ديني عقب بنشينيم برنامه‌هاي غير ديني يا رسومات‌مان پيشرفت مي‌‌كند و جايگزين آن قوانين مذهبي مي‌‌شود.

 

“غير قرآن سراب است”

ما غير قرآن چيزي نداريم اگر هم چيزي باشد “ كَسَرَابٍ بِقِيعَه‌ٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً .”7 مانند يك سرابي است كه تشنه‌هاي دور از آب زلال معنويّت و ولايت گمان مي‌‌كنند آب است ولي وقتي نزديك مي‌‌شوند مي‌‌بينند سراب است.

 

چرااز محضر حضرت بقيه‌اللّه (عليه‌السلام) واز عالم ملكوت محروم هستيم؟

انسان ، متشكّل از يك روح و بدن است.اگر دقّت كرده باشيد بدن نسبت به روح انسان بسيار كم ارزش است. بدن مانند لباسي است كه انسان مي‌‌پوشد. البته بعضي از مردم هستند كه شايدبه لباسشان از خودشان بيشتر اهميّت بدهند و همان طور كه بدن مريض مي‌‌شود و امراض مختلفي به آن متوجه مي‌‌گردد و مرض‌هاي صعب‌العلاجي پيدا مي‌كند، و به طبيب نيازمند مي‌شود و داروهاي بسياري لازم دارد؛ روح انسان هم همين‌طور است، بلكه با اهميّت بسيار زيادتر. بنابراين انسان بايد به روح اهميّت بدهدآن هم صدها برابر بيشتر از اهميّتي كه به بدن مي‌‌دهد.

ولي متأسّفًانه مي‌‌بينيم كه انسان به هيچ وجه نه براي روح خودش، نه براي روح فرزندانش، نه براي روح كساني كه به او تعلّق دارند اهميتي قائل نيست و همين علّت عقب‌افتادگي ماست و همين علّت اين است كه ما نمي‌توانيم از محضر حضرت بقية‌اللّه(عليهم‌السلام) استفاده كنيم. همين سبب مي‌‌شود كه ما نتوانيم در عالم ملكوت قدم بگذاريم و حال اينكه خداي تعالي انسان را براي اين كه در كنار حجّه‌بن الحسن (عليه‌السلام) باشد و ايشان امام ما باشند خلق فرموده است.

 

“ شيطان انسان را از درك حقايق باز مي‌دارد”

جمعي از مردم كه اكثريّت‌شان را تشكيل مي‌‌دهند، وقتي يك مقدار به خود فرو بروند و افكارشان را كاملاً متمركز به روحيّات خودشان بكنند، غالباً مشاهده خواهند كرد كه شيطاني آن ها را فريب مي‌‌دهد. خداي تعالي يك پرده‌اي روي دل آن ها به وسيله‌ي اعمال زشتشان مي‌‌اندازد. متوجّه نيستند كه چه مي‌‌كنند. گمان مي‌‌كنندكه”أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا 2” ،كار صحيح انجام مي‌‌دهند.

همان كساني كه با امام مجتبي(عليهم‌السلام) در زمان امامت آن حضرت درگير بودند و طرفداري معاويه را مي‌كردند؛ همه‌شان اين طور نبودند كه بفهمند چه مي‌‌كنند. همه‌شان اين گونه نبودند كه با خداي تعالي، خدايي كه مي‌‌شناسند، خدايي را كه با چشم دل مي‌‌بينند، خدايي را كه محيط بر خودشان تصوّر مي‌‌كنند، با او به لجبازي برخيزند.

 

“توجيهات نفساني”

بلكه غالباً يك مسائلي را پيش خودشان فكر مي‌‌كردند و گمان مي‌‌كردند كه خوب عمل مي‌‌كنند “وهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا3 ، اينها گمان مي‌‌كنند كه كار خوبي مي‌‌كنند، هر فردي هر كاري كه مي‌‌كند، مي‌‌بينيد يك توجيهي براي خودش درست مي‌‌كند ، يك دليلي براي خودش مي‌ آورد، يك جوري مي‌خواهد مردم را لااقل قانع كند كه من كار خوبي كرده‌ام. يك طوري مي‌خواهد با مردم روبرو شود كه مردم او را خوب بدانند حتّي به وسيله ريا، به وسيله سُمعه، به وسايل مختلفيمي‌خواهد تظاهر به خوبي بكند و خودش را خوب معرفي نمايد.

 

“كيفيت معاشرت با مردم”

مسئله ائتلاف خيلي اهميّت دارد، “المؤمن مَأْلُوف4 مؤمن اهل الفت است. اگر يك نفر را ديديد كه انسان با تقوي واهل معنويات است ولي دوست ندارد با مردم زندگي كند ،اين ضعف انسان است،انسان با كمال نبايد اين‌طوري باشد. چرا انسان بايد با يك مقدار عبادت و نماز شب و ... به خود فرو برود و از مردم جدا شود و بگويد من از مردم بدم مي آيد.

شخصي آمد خدمت امام سجّاد (عليه‌السلام) گفت: آقا من خيلي از مردم متنفرم. حضرت فرمود‌: -به تعبير من - بيخود مي‌‌كني. هر كس در سنّ از تو بزرگتر است مثل پدر بايد احترامش كني و هر كس در سنّ از تو كمتر است مثل فرزند بايد او را دوست داشته باشي و كسي كه در سنّ با تو مساوي است را مثل برادر بايد دوستش داشته باشي.

با هم صميّمت پيدا كنيد، با هم دوست باشيد، نواقص يكديگر را نديده بگيريد، “ضَعْ اَمْرَ اَخِيكَ عَلَي اَحْسَنِهِ"5 (بهترين توجيهات را براي اعمال مؤمنين كه برادران تو هستند درنظر بگير.)

 “عالم نشانه‌ي خدا است”

اين را بدانيد كه هر چيزي در اين عالم هست نشانه‌ي پروردگار است. اگر يك ماشيني در حركت باشد تمام اعضاي وجود اين ماشين نشانگر راننده داشتن و يا راننده نداشتن است. شما مثلاً مي‌‌بينيد چرخ‌هايش مي‌‌چرخد، در وسط جاده حركت مي‌‌كند و در سر پيچ‌ها مي‌‌پيچد و انحرافي پيدا نمي‌كند، تبعاً و يقيناً مي‌‌گوييد اين ماشين راننده دارد امّا اگر در كنار جادّه پارك شده باشد و هيچ تكاني نخورد مي‌‌گوييد راننده‌اش نيست.

ما وقتي به اين عالَم پر تحرّك دقت مي‌كنيم ، مي بينيم كه تمام ذرّاتش و حتّي يك اتم كه ريزترين مادّه هست و الكترون‌ها با سرعت به دور هسته مي‌‌چرخند از آنجا شروع مي‌‌شود تا منظومه‌ي شمسي و بزرگترين افلاك كه به چشم ما مي‌‌خورد ، همه در حركتند. وجود خود ما و خود شما كه در اين آيات تلاوت مي‌‌شود كه “سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْافَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّي يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ8، در آفاق كه همان اتم تا كهكشان‌ها باشد و در اَنفُس كه همان بدنمان و جانمان كه تمام سلول‌هايش به جا و منظّم قرار دارد و در حركت است، همه‌اش نشانه‌ي پروردگار است. يعني همانطوري كه شما وقتي ماشين دارد حركت مي‌‌كند و در صراط مستقيم مي‌‌رود مي‌‌گوييد راننده‌ي داناي حكيمي كه راه را بلد است پشت آن نشسته، و لذا انحراف پيدا نمي‌كند؛ بايد اگر اتمي را ديديد سلولي را ديديد افلاك را مشاهده كرديد همه‌اش را نشانه‌ي خدا بدانيد، همه‌ي اين ها نشانه‌ي خدا است.وَ فِي كُلِّ شَيْءٍ لَهُ آيَة ،“كلّ شيِ “ يعني از آن هسته اتم گرفته تا كرات و كهكشانها همه “كلّ شيِ “ است.

هيچگاه طبيعت نمي‌تواندو طبيعت برايش ممكن نيست كه بتواند درختي را از زمين بيرون بياورد يا باغي را داراي اشجاري بكند، يا پُر از ميوه بكند. طبيعت خاك و آب، پوساندن است. “أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ9، خدا در قرآن مي‌‌فرمايد: تو اي زارع، اي كشاورز، وقتي كه گندم را زير خاك مي‌‌كني، گندم را در ميان مزرعه مي‌‌پاشي، يا درختي را مي‌‌كاري، آيا تو زراعت كردي يا ما؟

“آيت الله العظمي خداوند كيست؟”

آنچه در عالم است نشانه‌ي خداست و همه مال خداست و همه از اوست. منتهي گاهي يك آيه و نشانه)مثل يك اتم) محدود و كوچك است و وجود خدا و قدرت خدا و علم پروردگار را به اندازه خودش معرّفي مي‌‌كند و يك آيت هم هست كه بزرگترين آيت است، آيت الله العظمي است، و آن وجود مقدس حضرت بقية ‌الله ارواحنالتراب مقدمه الفداء مي‌باشد كه اگر انشاءالله ببينيدش، اگر با او چند روزي زندگي كنيد، اگر با او تماس روحي داشته باشيد، آن وقت مي‌‌فهميد چقدر نشانه‌هاي خدا در اين وجود مقدّس وجود دارد.

“تمامي علم و رحمت الهي اول بر وجود مقدس امام زمان نازل مي شود”

علم خدا، بعد از نزول اوّليه در وجود مقدس حضرت بقية ‌الله (عليه‌السلام) است، قدرت خدا بعد از نزول اوليه‌ در وجود مقدس حضرت بقية ‌الله است. بنابراين آن آيت بزرگ، آن نشانه‌اي كه از همه‌ي نشانه‌ها بزرگتر مي‌باشد وجود مقدس امام و بالاخص حضرت بقية ‌‌الله امروز براي ما است.

 اگر كسي منكر اين آيت عظمي و اين بزرگترين و آشكار ترين نشانه‌ي خدا شد ، انكارش شديد تر و بزرگتر و بالاتر است . يك وجودي كه همه‌ي صفات الهي بطور ظهور و بروز از وجود مقدس او است را اگر منكرش شديد، اگر نديده گرفتيدش، اگر حواستان به او جمع نبود، اگر در حوائجتان به او مراجعه نكرديد، اگر درب خانه‌ي او را نزديد، اگر متوسل به او نشديد به طريق اولي داراي يك نوع الحاديد. كساني كه متوسل نيستند، كساني كه امام زمانشان را نمي‌شناسند، كساني كه به يك نحوي - حالا هر نحوي كه هست - مي‌‌خواهند منكر وجود مقدس امام عصر(عليه‌السلام) و قدرت آن حضرت باشند در حال انكار و درگيري با خداوند متعال مي‌باشند.

 

“ ماه ذي قعده ماه علي بن موسي الرضا”(عليه‌السلام)

ماه ذيقعده است ، اين ماه بيشتر تعلّق به علي بن موسي الرّضا عليه الصّلوه‌‌ و السّلام دارد. يازدهم اين ماه تولّد حضرت علي بن موسي الرّضا است. بيست و سوّم اين ماه زيارتي مخصوص علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) است. آخر اين ماه هم وفات امام جواد(عليه‌السلام) فرزند عزيز حضرت علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) است. ماه بسيار پر بركتي است.

ماه ذيقعده اولين ماه از چهار ماه حرام است كه احترامش لازم است. خداي تعالي در قرآن مي فرمايد: “فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ10 در اين چهار ماه به خودتان ظلم نكنيد. از اين چهار ماه ذيقعده و ذيحجّه و محرّم و يك ماه هم ماه رجب است استفاده كنيد.باطن اين چهار ماهِ حرام تفسير و تاويل به چهار امام از بين دوازده امام s مي‌شود كه نام مباركشان “ علي” است : علي ابن ابيطالب (عليه‌السلام) ، علي ابن الحسين امام سجاد (عليه‌السلام) ، علي ابن موسي الرضا (عليه‌السلام) وعلي ابن محمّد امام هادي(عليه‌السلام) كه از ميان دوازده امام s داراي حرمت خاصّي هستند، درباره اين چهار امام به خودتان ظلم نكنيد ، آن ها را بشناسيد و از نعمت وجودشان كمال استفاده را بكنيد.

 مثل يك كسي كه رفته يك جايي خيلي در آمد دارد خيلي پر بركت است خيلي استفاده دارد به او مي گويند كه رفتي آنجا به خودت ظلم نكن، كمال استفاده را از آنجا بكن “فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ11 بنابراين در اين ماه ما زياد بايد بگوييم “لَا اِلَهَ اِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ اِنِّي كُنتُ مِنْ الظَّالِمِينَ12

مصيبت ولا‌يت عهدي مامون براي امام

رضا(عليه‌السلام) بالاتر از شهادتآن حضرت ا‌ست

براي بيست و سوم اين ماه كه زيارتي مخصوص حضرت علي بن موسي الرّضا است عللي بيان كرده اند. البته بيست و پنجم هم كه دحو الارض است فرموده اند كه افضل اعمال اين روز زيارت حضرت علي بن موسي الرّضا است. چرا گفته‌اند زيارت حضرت رضا را بيست و سوم ذي قعده انجام بدهيد؟

بعضي ها گفته اند روزي بوده كه حضرت ولايتعهدي مأمون را قبول كرده‌است. چون يكي از مصايب بزرگ خاندان عصمت و طهارت اين است كه با طاغوت زمان خودشان بخواهندكنار بيايند اين كنار آمدن آن هم در اين حد كه مجبور بشود وليعهد مأمون گردد خيلي مصيبت است و به نظر من از وفات حضرت مصيبتش بيشتر است. به هر حال گفته اند حضرت علي بن موسي الرّضا را در اين روز زيارت كنيد و اگر مشهد نبوديم از همين دور عرض مي‌كنيم:

گرچه دوريم به ياد تو سخن مي‌گوييم

بعد منزل نبود در سفر روحاني

توسل به علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) حلّال مشكلات معنوي است

خدا رحمت كند مرحوم حاج ملا آقا جان مي‌‌گفت كه توسل به حضرت رضا (عليه‌السلام) انسان را در پيشرفت‌هاي سير و سلوكي كمك مي‌‌كند و حتّي اگر كسي يك قدري متوقّف شده بود، تنبل شده بود و مي‌‌گفت من نمي‌دانم چه كار كنم كه موفق بشوم، ايشان مي‌‌گفت: برو زيارت حضرت رضا(عليه‌السلام)، زيرا آن حضرت امام السالكين است، امام المتقين است، امام همه چيز است. ان‌شاء‌الله اميدواريم كه حضرت علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) نظر لطف خاصي به همه‌مان بفرمايد و آن چنان كه خودش آن طور بود كه دوست و دشمن از او راضي بودند به ما هم آن چنان شرح صدري عنايت كند كه دوست و دشمن را از خودمان راضي كنيم مگر آنهايي كه با دين خدا مبارزه مي‌‌كنند.

1 - بحار ج 67 - ص 9370 جامع الاخبار ص 84.

2- كهف104

3- كهف104

4- كافي

5-كافي

6- اسراء71

 7- نور39.

8 -فصلت53

9 - واقعه64

10- توبه36

11- توبه36

12- انبياء87

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386;ساعت 0 AM;  توسط ستاره قطبی ;  |