تبليغاتX
انتظار ابی (خط خطی های دلتنگی )


خداوند متعال كه خالق انسان است فرموده ما هيچ‌گاه دو قلب درون انسان قرار نداده‌ايم1 و اين مطلب، حقيقتي است ثابت و پايدار.

آيا مي‌شود انسان‌هايي يافت شوند با دو قلب؟!

اصلاً مگر چنين چيزي تا كنون ديده شده است؟!

اگر شما نديده‌ايد ما به شما نشان مي‌دهيم. انسان دو قلب به وفور يافت مي‌شود. ممكن است، پس از آن‌كه ما چنين انسان‌هايي را نشان دهيم، شما بگوييد: اشتباه مي‌كنيد اينها يك قلب بيشتر ندارند. شايد هم حق با شما باشد پس اوّل آن ها را ببينيم بعد قضاوت كنيم.

در يك روز بسيار گرم كه آتش از آسمان مي‌باريد، تمامي حجاج خانه خدا پس از مراسم حج عازم شهرهاي خود بودند كه نا‌گاه فرشته‌ي وحي بر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) نازل شد و دستور اكيد پروردگار را ابلاغ نمود كه: “اي رسول گرامي ما، دستوري را كه به تو داديم زودتر به مردم ابلاغ كن ، در غير اين صورت رسالت خود را به انجام نرسانده‌اي و زحماتت هدر مي‌رود.2

ديري نپاييد كه آن حضرت دستور الهي را به همه‌ي مردم ابلاغ فرمود و چنان ابلاغ نمود كه هيچ كس تا كنون منكر آن نشده و نتوانسته است آن را مخفي نمايد.

فرمان الهي چنان واضح و آشكار اعلا‌ن شد كه هر كس از دوست و دشمن (پنهان) در صحنه حاضر بود، بلافاصله به محضر علي بن ابي طالب (عليه‌السلام) آمده و دست بيعت با او داد و سَروري او بر هر زن و مرد مسلماني را تبريك گفت، مانند اين جمله كه بعضي گفتند: “تبريك، تبريك بر تو اي علي كه از امروز به بعد تو آقا و سرور من و سرور هر زن و مرد با ايماني شده‌اي.3

و آنگاه با او بيعت كردند يعني خود را صد در صد - از لحاظ جان و مال- در اختيار علي (عليه‌السلام) قرار دادند.

چنين افرادي كه جان و مال و اختيار خود را به علي بن ابي طالب (عليه‌السلام) دادند، دقيقاً دو ماه و دوازده روز بعد كه پيغمبر اكرم (صلي الله عليه وآله) از دار دنيا رحلت فرمود ، همان علي بن ابي طالب (عليه‌السلام) را مورد ضرب و شتم قرار داده، ريسمان به گردنش افكندند و او را كشان كشان به مسجد بردند و با زور شمشير و تهديد به آن كه سرت را از بدن جدا مي‌كنيم - كه به خدا قسم چنين مي‌كردند- از او بيعت گرفتند و گفتند قضيه بر عكس شد، حالا كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از دنيا رفت، تو بايد بنده‌ي ما باشي و جان و مالت در اختيارمان باشد.

به نظر مي‌رسد چنين افرادي ‌دو قلب هستند، يك روز به ظاهر، فدايي علي (عليه‌السلام) و يك روز دشمن جاني علي (عليه‌السلام) آيا چنين نيست؟

خود قضاوت كنيد ...

يا آن كه شما مي‌گوييد اين ها از اوّل يك قلب داشتند، دوست علي (عليه‌السلام) نبودند چون اگر بودند دو ماه بعد با او چنان نمي‌كردند، قلب اينان، سرشار از دشمني علي (عليه‌السلام) بود ولي آن ‌را نشان نمي‌دادند. پس اين ها يك قلب بودند نه دو قلب

عده‌اي ديگر، كساني بودند كه پس از اين حادثه تلخ، علي (عليه‌السلام) به همراه فاطمه و حسن و حسين(عليهم‌السلام) شبانه به درب منزل آنان مي‌رفت و از آنان مي‌خواست به بيعتي كه با او كرده‌اند و در غدير خم حاضر شده‌اند جان و مالشان را تحت فرمان علي (عليه‌السلام) قرار دهند، عمل كنند و فردا صبح با سرهاي تراشيده حاضر شوند تا حقّ به جايگاه خود برگردد.

اين افراد هم، شب به علي (عليه‌السلام) قول مثبت مي‌دادند، امّا فردا صبح كه مي‌شد، خبري از آنان نبود جز سه يا چهار يا هفت نفر مانند سلمان و ابي‌ذر و مقداد.

قلب اين افراد هم‌ چنان بود كه شب با علي (عليه‌السلام) و صبح در ضدّيت با او بود، آيا اين ها يك قلب داشتند يا دو قلب؟!

ما چطور هستيم ؟

آنها چنين بودند و نسل‌هاي بعد هم، همان راه را ادامه دادند و روزگار، پيوسته افراد دو قلب و به قول شما يك قلب به خود مي‌ديد و اين زهرآب تلخ را در گلو فرو مي‌برد، حالا ما چگونه ايم، آيا داراي يك قلبيم يا دو قلب؟

مي‌توانيم اين را چنين بررسي كنيم و چنين بگوييم:

آيا با علي زمان خودمان كه خوشبختانه يا متأسفانه دستمان به او نمي‌رسد يك قلبيم يا دو قلب؟

نشانه‌ي يك قلبي مردم در روز عيد غدير خم- البته فقط براي چند روز- آن بود كه همه‌ي مسلمانان بلا استثناء سه روز در آن هواي گرم و كشنده ماندند و با علي (عليه‌السلام) بيعت كردند و آن روز اوج شادي و سرور علي (عليه‌السلام) بود ولي اين يك قلبي، چنان واژگون شد كه همان مردم، ديگر به علي (عليه‌السلام) حتي سلام هم نمي‌كردند و آن‌حضرت خانه نشين شد.

بنا براين خانه نشيني علي (عليه‌السلام) نشانه يك قلبي مردم در ياري علي (عليه‌السلام) نبود و اينك ببينيم آيا امروز علي زمان ما، يعني حضرت حجة ابن الحسن العسكري (عليه السلام)خانه نشين نيست؟

اگر خانه نشيني علي (عليه‌السلام) براي يك نسل و تنها بيست و پنج سال بود، امّا خانه‌ نشيني امام زمان (عليه‌السلام) براي ده‌ها نسل و نزديك دو قرن يعني بيش از چهل و شش برابر خانه‌ نشيني علي بن ابي طالب (عليه‌السلام) بوده است.

اگر علي (عليه‌السلام) درباره خانه نشيني خود فرمود مانند خار در چشم و استخوان در گلو مي‌گذراندم، امام زمان (عليه‌السلام) فرمود صبح و شام مي‌گريم و بجاي اشك بايد خون بگريم .

اكنون نيك بنگريم و ببينيم لااقل از لحاظ اجتماعي- و نه فردي- يك قلبيم يا دو قلب و اگر يك قلبيم، قلبمان به سوي حجة ابن الحسن (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است يا بسوي دنيا و مقام و رياست و ...

و آيا ‌آنان كه علي (عليه‌السلام) را خانه نشين كردند قلبشان جز بسوي دنيا و مقام و رياست به سوي ديگري بود ؟ پس نمي‌شود انسان داراي دو قلب باشد، يك قلب بسوي محبّت علي و خاندان علي(عليهم‌السلام) و يك قلب بسوي دنيا و رياست و مقام آن.

اگر قلب هايمان همه با هم بسوي امام زمان (عليه‌السلام) باشد، ديگر او خانه نشين- كه نام اين خانه نشيني را غيبت كبري گذاشته‌اند- نمي‌‌شود و دلهاي يكپارچه ما او را از خانه خارج و سعادت ديدارش- ديداري حقيقي و با معرفت كه نام آن را ظهور امام زمان (عليه‌السلام) مي‌گذاريم- نصيبمان خواهد شد چنان كه خود آن بزرگوار به صراحت اين مطلب را فرموده است كه:

“اگر شيعيان ما- كه خداوند آنان را به اطاعت خويش موفق بدارد- دلهايشان در وفا به عهدي كه با ما دارند يكپارچه و يك قلب مي‌بود، هرگز ميمنت ديدار ما از آنان به زمانهاي بعد به تأخير نمي‌افتاد و اگر چنين مي‌بودند سعادت مشاهده و ملاقات حضوري آنان با ما- آنهم ديداري با معرفت حقيقي از سوي آنان به ما- با ‌عجله و با سرعت به سراغشان مي‌آمد.4

 اي كاش چنان بوديم كه آقا مي‌خواستند و اي كاش همه يكدل و يك قلب و يكپارچه امام زمانمان را مي‌خواستيم و از بازي‌هاي كودكانه سياسي و غيره دست مي‌كشيديم ودلهايي كه مي‌توانند در ياري امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و تعجيل در فرجش يكپارچه و يكدل باشند را چنين پاره پاره و دچار تشتت و اختلا‌ف نمي‌كرديم.

اين باشد، تا سخني ديگر.... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ان‌شاءاللّه

(خورشید مکه)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386;ساعت 0 AM;  توسط ستاره قطبی ;  |