راف كارولين آمريكايي1 در مقالهاي كه در روزنامه واشنگتن پست مورخ 1998.5.13 به چاپ رسيد در زمينه رشد اسلام در جهان غرب مينويسد:
حدود 70 زن محجبه روي كف اتاقي ساده و كوچك ولي مفروش نشستهاند؛ آن ها به زبان عربي تكلّم ميكنند، با هم به پا ميايستند، بعد كاملاً خم ميشوند و آنگاه زانوزده، كف دستها و پيشانيشان را بر روي كف اتاق ميگذارند.
اين صحنهاي نيست كه در تهران يا قاهره و يا استانبول ديده باشيم، بلكه همين جا در “نورث وست” شاهد آن بودهايم؛ برخي از اين زنان به شيوهاي سنّتي لباسهاي بلند و گشادي به تن دارند و برخي ديگر لباسهايي شيك پوشيدهاند.
از آن جا كه آهنگ افزايش تعداد مسلمانان منطقه واشنگتن سريعتر از سرعت افزايش فضاي مساجد منطقه است؛ جداسازي صفوف نمازگزاران مرد و زن به شيوهي سنتي اسلامي به جداسازي اتاقهاي نماز گزاران مرد و زن از هم منجر ميشود.
براي مسلمانان مقيّد به انجام مراسم عبادي، نماز خواندن امري طبيعي است. اسلام تنها جزئي از زندگي پيروان و مجموعه اعتقاداتي نيست كه فقط در موقعيّتهاي ويژه به آن ها تأسي شود؛ بلكه اسلام به پيروان صديق خود راه و روش زندگي را ميآموزد. اصول و قوانين اسلام بر همه چيز، از جمله سياست و حكومت حكمفرماست.
راف كارولين در ادامه مينويسد:
در واقع اسلام خود را بازتاب روند نوين يك دينِ ازلي كه براي نخستين ابناي بشر نازل شده است، معرفي مي كند.
اسلام صرفنظر از اهميتي كه براي پيروانش دارد، خدماتي به بشر كرده كه همه مديون آن هستند. وقتي كه قرون وسطي يا به اصطلاح “ادوار تاريك” از ابتداي قرن پنجم ميلادي براي حدود ششصد سال گريبان اروپاي مسيحي را گرفت، دانشمندان مسلمان نقاط ديگر جهان، با تحقيقات وسيع در زمينههاي علوم و رياضيات به پيشرفتهاي زيادي نائل ميشدند.
در حالي كه اروپاييها در وضعيّت اسفباري بودند، دريانوردان، رياضيدانان، دانشمندان و اطباء و مهندسان مسلمان در زمينههاي مختلف به پيشرفتهاي زيادي دست پيدا ميكردند. در حالي كه بهترين كتابخانههاي اروپايي تنها شامل دهها كتاب بود، مجموعههاي اسلامي دهها هزار كتاب را در خود جاي داده بودند. زماني كه در قرن چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم در اروپاي غربي رنسانس پديد آمد، گنجينهاي ذيقيمت از علوم قديم و دانشهاي جديد را كه از عربي به لاتين ترجمه شده بودند در اختيار داشت.
و هم اكنون اسلام به دليل جاذبه قومي و فرامليتي، ذهن و روح حدود 112 ميليارد نفر از مردم سراسر جهان را به خود جلب كرده و دومين دين بزرگ جهان گرديده است.
اذهان غربيها طوري شكل گرفته كه به محض شنيدن نام اسلام، اعراب يا هر چه كه به اعراب مربوط ميشود تداعي ميگردد.
حال آن كه 85 درصد از مسلمانان را غير اعراب تشكيل ميدهند. منطقه جنوب آسيا با در برداشتن 275 ميليون مسلمان بزرگترين گروه پيروان دين اسلام را در خود جاي داده است.
مقام دوم از آنِ آفريقاست كه تعداد مسلمانان آن به 200 ميليون نفر ميرسد. و بنا به اطلاعات شوراي مسلمانان آمريكا، چين به اندازه ايران، مصر و يا تركيه مسلمان در خود جاي داده است.
بر طبق ادعاي “سالنماي اسلامي” حدود 2 درصد از جمعيت آمريكا يعني قريب به 5 ميليون نفر را مسلمانان تشكيل ميدهند.
از آن جا كه مسلمانان عضو جمعيّتهاي مشخصي نيستند و چون درهاي مساجد به روي همه مسلمانان باز بوده و عضويّت داشتن در مساجد معنايي ندارد، تعيين دقيق جمعيّت مسلمانان كار مشكلي است.
ديدگاه روشن كارولين نسبت به اسلام و تأثير آن بر جوامع غربي نشانگر نقش سازندهي اين مذهب در جوامع فوق ميباشد.
به مطلب ديگري در اين باب ميتوان به مقالهي روساتاون2 اسپانيايي زبان در اِل پائيس3 در 12 ژوئن 2002 اشاره كرد؛ ايشان در مقالهي مذكور مينويسد:
تغيير كيش اسپانيايي زبانهاي كاتوليك به اسلام در سالهاي اخير در آمريكا يك پديدهي اجتماعي بوده است.
اگر چه يك رقم رسمي در مورد نوآيينها وجود ندارد- چون سرشماري آمريكا اين مقوله را ثبت نميكند- سازمانهاي اسلامي ميگويند كه اين رقم بين 25 هزار و 40 هزار در نوسان است.
بسياري از نوآيينها، با خانوادهي كاتوليك خود دچار مشكلاتي ميشوند. به عنوان مثال، ويتا عبدالمهتي، اهل ميامي، كه نام مسلمان او خديجه زيور است، دائماً بايد توضيح دهد كه “اسلام يك آيين نيست بلكه يك دين است. خديجه اين پيام را از طريق راديويي در ميامي منتشر ميكند و بسياري از اوقات با اسپانيايي زبانهايي كه به وي توهين ميكنند برخورد كرده است. در آمريكا بين 4 تا 6 ميليون مسلمان، تقريباً همان تعداد يهودي و 65 ميليون كاتوليك وجود دارد.
منبع: بانك اطلاعات مقالات خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اداره كل مطبوعات و رسانههاي خارجي.
Carolin,ruff -1
Ros Townsend -2
Elpais -3



