کاغذ? قلم? دوچشم ورم کرده? دل? .... سلام!
آقا اجازه! آمده ام باز پشت بام
ها ميکنم که گرم شود دستم از بخار
من سردم است....ميکشد آغوشم انتظار
تصوير آسمان? پرخش شد....نيامدي
يک گان هشتمين دهه شش شد? نيامدي!
هشتاد و شش بهانه سين....بي حضور تو!
هشتاد و شش بهار زمين....بي حضور تو!
تا کي؟...الي متي؟...همه را پير کرده اي!
آقا اجازه! فکر کنم دير کرده اي....
آخر چرا؟...نگو که دعايت نميکنيم
شبهاي سرد جمعه دعايت نميکنيم
من هر قنوت? نام تورا گريه ميکنم
شب در سکوت? نام تورا گريه ميکنم
حتي اگر شکوفه کند بي تو? باغمان / عادت کند نبود تورا چشم آسمان
حتي اگر نفس به تو بي اعتنا شود / پروانه ها اگر که تو را يادشان رود...
آقا اجازه! ما دلمان تنگ ميشود..![]()
![]()
![]()
.



