تبليغاتX
انتظار ابی (خط خطی های دلتنگی ) - تو مى‏آيى و آمدنت دور نيست


تو را مى‏خواهم و مى‏خوانم؛ تو مى‏آيى و آمدنت دور نيست. اين مژده را در بيابان يأس از نهان دلم گرفته‏ام كه تو مى‏آيى و آمدنت مثل شعر ناگهانى است و چونان اشك، هزاران عاطفه دارى و مثل تحويل سال، هزار خنده و ديدار. فانوس‏ها را به كوچه‏ها آورده‏ام و در آبگينه‏هاشان آتش ريخته‏ام تا در صبح استقبال، كسى دل مرده نباشد. هرچند مى‏دانم كه تو در راهى و با خود يـك اقيانوس آب مى‏آورى، به اندازه‏اى كه همه تشنگان تاريخ را سيراب كنى. حديث گل و بلبل و شمع و پروانه را كه كهنه‏ردائى نخ‏نما بودند رها كرده‏ام و حديث ندبه تو را به زمزمه نشسته‏ام كه هميشه تازه است و هر روزِ مرا جمعه مى‏كند؛ جمعه‏اى به ساحت انتظار.



تو را مى‏خواهم و مى‏خوانم، زيرا با تو از تيرگى‏هاى شبهاى غيبت، از هميشه جور و از فريب سراب‏هاى روزگار، راحت‏تر از همه سخن مى‏گويم؛ مولاى من! كاش لايق بودم تا وجود فراتر از اقيانوست را ببوسم و شميم مست‏تر از گلت را ببويم. كاش كبوترى سبك بال در كهكشان مهر و عشق تو بودم و چكاوكى آشيانه بسته در آلاچيق كويَت. هنوز در انتظارت نشسته‏ام. مى‏دانم كه مى‏آيى و تمامى پرستوهاى مهاجر را در ييلاق كويَت ساكن مى‏كنى. مى‏دانم كه آغاز تمامى سلام‏ها و پايان تمامى خداحافظى‏ها خواهى بود. هنوز در انتظارت نشسته‏ام و هر صبح و شام چشمان منتظرم را به عطر گل نيلوفر مى‏آرايم.


   


مولاى من! بيا كه ديگر صبرم از جام وجود لبريز گشته و مرا بيش از اين توان نيست كه بتوانم اشك فراقت را در چاه چشمم به اسارت كشم. بيا كه گل‏هاى بوستانِ حياتِ ابناى آدم عليه‏السلام دستخوش شبيخون طوفان‏هاى خزان شده است. بيا كه همسنگران خداجو و عاشق‏پيشه‏ام يك‏يك شهيد ظلمت زمانه گشته‏اند. بيا و به انتظار پايان بخش و با حضورت به تار و پود خشكيده جان‏هامان طراوت و سرور را ارزانى دار.
مولاى من! دوست داشتم غزلى همسانِ زيبايى‏هايت بسرايم و مثنوى مدحت را به لوح قلبم حك كنم و يا عظمت شأنت را در شاهنامه پهلوانان وادى نور بگنجانم. اما چه كنم كه در اين مهم، زبان قاصر است و الكن، و قلم، شكسته است و بى‏جوهر. ما انسان‏هاى هبوط كرده عصر مدرنيته كه از تابش انوار خورشيد وجودت محروميم و در حريم كويَت نامحرم، در اين فرقت طاقت‏فرسا چه مى‏توانيم بگوييم جز اينكه:


»اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا ـ صلواتك عليه و آله ـ و غيبة وليّنا و كثرة عدوّنا و قلّة عددنا و شدّة الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا.              از وبلاگ یا قایم المنتظر المهدی    «


 اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَج

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386;ساعت 11 AM;  توسط ستاره قطبی ;  |