پيش از پرداختن به هر كاري، اگر ضرورت و بايستگي آن معلوم باشد، انسان براي انجام آن، انگيزه و نشاط لازم را پيدا ميكند.وقتي سخن از مباحث «مهدويت» به ميان ميآيد، ممكن است سؤال شود: با وجود موضوعات بسيار و گوناگون كه در جهان علم و دانش وجود دارد و نيازهاي آدمي به دانشهاي مختلف و نيز محدوديت وقت و امكانات، چرا بايد به مباحث مهدويت پرداخت؟آيا مباحث مهدويت، مسائلي كاربردي است كه در زندگي روزمرّه تاثير گذار باشد يا صرفاً بحثهايي است كه دانستن آنها بهتر از ندانستنش است؟ آيا كساني كه از مهدويت چيزي نميدانند يا بسيار كم اطلاعاند، در زندگي و حيات دنيوي خود به بنبست گرفتار آمدهاند؟ بنابراين ضرورت طرح معارف مهدويّت بايد مورد بررسي دقيق قرار گيرد.
براي اثبات لزوم طرح اين معارف، ميتوان از ابعاد مختلف به اين بحث نگاه نمود و بايستگي آن را از ابعاد و زواياي گوناگون بررسي كرد.
يك. بعد اعتقادي
بيترديد «اعتقاد» بنيان اصلي زندگي انسان است و آنچه در ميدان عمل محقق ميشود، به ساختار اعتقادي مربوط است. اگر آدمي از اعتقادي صحيح و منطقي برخوردار باشد، در عمل گرفتار تناقض، بيهدفي و سردرگمي نخواهد شد و از همه فرصتهاي عمر خود، براي ساختن شخصيت انساني و الهياش بهره خواهد گرفت. البته اين اعتقاد بايد سازنده، حركت آفرين و هويّت بخش باشد و در همه فراز و نشيبهاي زندگي، مسير درست و هموار را براي آدمي بگشايد.
در فرهنگ ديني ـ قرآن و روايات شيعه و سنّي ـ بحث معرفت و شناخت امام و اعتقاد به او، از اهميتي ويژه برخوردار است؛ به گونهاي كه در رديف اصول اعتقادي؛ يعني، توحيد، نبوت و معاد شمرده شده است.
در اينجا اهميت شناخت امام از نظر اعتقادي، در انگارههاي مختلف بررسي ميشود.
1 – 1. شناخت امام راه معرفت خدا
نخستين و مهمترين وظيفه انسان، شناخت پروردگار و آفريننده خويش است و تا شناخت او حاصل نشود، راهِ درست بندگي و اطاعت از او به روي انسان باز نخواهد شد.1 به همين جهت در قرآن و روايات، مطالب فراواني درباره لزوم «معرفت خدا» مطرح شده است.
بعضي از آيات قرآن، به توصيف خدا و صفات گوناگون او پرداخته است و امامان معصوم نيز در روايات و دعاها و خطبهها، به شكل گسترده از خدا و اوصاف او سخن گفتهاند.2
از نظرگاه روايات راه معرفت خدا و اوصاف او، شناخت اولياي خدا و امامان معصوم«عليه السلام» است؛ چون اينان مظهر اسماء و صفات الهي و آينه جمال و جلال پروردگارند. معصومين انسانهاي كاملياند. كه خداوند آنان را خليفه و نمايندة خود در زمين قرار داده و اراده كرده است كه با آنان شناخته شود و از مسير اطاعت آنها، اطاعت شود و ثواب و عقاب را نيز بر مدار اعتقاد و اطاعت آنان قرار داده است.
وقتي از امام حسين«عليه السلام» درباره معرفت خدا و چگونگي آن سؤال شد؛ حضرت فرمود:«مَعْرفَةُ اَهْلِ كُلِّ زَمانٍ اِمامِهُمُ الَّذي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طاعَتُهُ»؛3 «مراد از شناخت خدا، شناخت اهل هر زماني نسبت به امام خويشتن است، آن امامي كه اطاعت او بر آنان واجب است».
به عبارت روشنتر شناخت امام، طريق معرفت خدا است و انسان با شناخت امام و توجه به گفتار و دستورات او، ميتواند در جاده صحيح زندگي گام بردارد و به سعادتي كه خداوند براي او رقم زده، برسد. معرفت خدا بدون شناختِ كسي كه از جانب او سمت راهنمايي و راهبري بندگان را دارد، امكان پذير نيست.
شيخ صدوق(رحمة الله) در تبيين حديث ياد شده ميگويد: مراد اين است كه مردم هر زمان بدانند، خداوند كسي است كه آنها را در هر زمان از امام معصوم خالي نگذاشته است. پس كسي كه عبادت كند خدايي را كه براي آنان حجت قرار نداده، پس غير خدا را عبادت كرده است.4
1 – 2. شناخت امام، شراط اسلام واقعي
شيعه و سنّي به اتفاق از پيامبر اسلام نقل كردهاند:
«... وَ اَنَّ مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ ميتةً جاهِليَّةً» 5 «و هر آينه هر كس بميرد و حال آنكه امام زمان خود را نشناخته باشد، به مگر جاهليت مرده است.»
بر اين اساس شناخت امام شرط اسلام است و اگر كسي بيشناخت امام بميرد، گويا از اسلام بيبهره بوده است؛ هر چند مناسك و اعمال اسلامي را انجام داده باشد. «امامت» شاهراه بندگي خدا است و آن كه در اين صراط مستقيم قرار گرفته، كارها و اعمالش در مسير درست، منطقي و عاقبت به خيري واقع شده است؛ و گرنه آن اعمال ره به جايي نبرده و كمالي براي او نخواهد آورد. امامت ستون اصلي خيمه اسلام است كه اعمال اسلامي وابسته به آن است.
1 – 3. شرط قبولي اعمال، پذيرش ولايت
مسأله «ولايت امامان» چنان جايگاهي دارد كه در روايات گوناگون، پذيرش همه اعمال منوط به آن شده است: امام صادق«عليه السلام» پيشواي ششم شيعيان در اين باره ميفرمايد:
«لايقبلُ اللهُ مِنَ العِبادِ عَمَلاً اِلّا بِمَعْرِفَتنا»؛6 «خداوند از بندگان عملي را نميپذيرد، مگر به معرفت و شناخت ما».
براساس اين روايات همه اعمال انسان، در ظرف معرفت و آگاهي او نسبت به امام زمان، ارزش مييابد.
1 – 4. بايستگي شناخت ولي نعمت
«امام» واسطه فيض الهي است و آنچه از نعمتها به عالم وجود ميرسد، به واسطه وجود او است و در اين ميان انسانها نيز به واسطه وجود او، از انواع نعمتهاي الهي بهرهمند ميشوند. امام هم در«تشريع» واسطه است و هم در جنبه تكوين:
«بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء»7 « به بركت او به خلق روزي ميرسد و به واسطه وجود او زمين و آسمان پا برجاست».
در فرمايش از امام هادي«عليه السلام» است كه وقتي ميخواهيد امامي را زيارت كنيد اينگونه بگوييد:
«...بكم فتحَ اللهُ وَ بِكُم يَخْتِمُ وَ بِكُم يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَ بِكُمْ يُمْسِكُ السَّماء أنْ تَقَعَ عَلي الارضِ اِلّا بِِاِذْنِهِ»؛8
«به واسطه شما خدا آغاز كرد و به شما پايان ميدهد و به وسيله شما باران را فرو ميفرستد و به واسطه شما نگه ميدارد آسمان را كه بر زمين نيفتد، جز به اذن او».
پيامبر«صلي الله عليه وآله» ميفرمايد:«يا عَليُ ! لَولا نحنُ ما خَلََقَ اللهُ آدمَ وَ لا حَواءَ وَ لاالجَنةَ وَ لاالنّارَ وَ لا السّماءَ وَ لا الارضَ»؛9 « اي علي! اگر ما نبوديم، خدا نه آدم و نه حوّا را ميآفريد و نه بهشت و نه جهنم را و نه آسمان و نه زمين را». آيا اين خلاف ادب نيست كه ما دربارة بسياري از امور ـ كه تأثير چنداني در زندگي ما ندارد ـ آگاهي و اطلاع داشته باشيم؛ ولي از ولي نعمت خود بي خبر باشيم؟!
1 – 5. امامت، سفارش پيامبر اكرم«صلي الله عليه وآله»
در روايتي از شيعه و سني آمده است كه رسول گرامي اسلام«صلي الله عليه وآله» فرمودند:«اِنّي تارِكُ فيكُمُ الثَقَلَينِ كِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتي اَهْلَ بَيتي ما اِنْ تَمَسَكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضلوا بَعدي اَبَداً...»10
برابر اين فرمايش مسلمين مأمور شدهاند همانگونه كه به قرآن متمسك ميشوند، به خاندان پيامبر«صلي الله عليه وآله» و ائمه هدي عليهمالسّلام نيز تمسك جويند تا در مسير هدايت قرار گيرند. و اين ضامن سعادت ابدي آنان است. روشن است كه تمسّك به قرآن، بدون فهميدن محتواي آن معنا ندارد و نيز تمسك به امامان معصوم«عليه السلام» بدون معرفت و آگاهي به جايگاه رفيع و ويژگيهاي منحصر به فرد آنان ـ كه الگوي بشريتاند ـ ممكن نيست. بنابراين از اين جهت نيز معرفت و آگاهي به امام زمان (عج) لازم است.
كوتاه سخن اينكه شناخت امام و حجت الهي. چنان مهم است كه در روايات فراوان بر آن تأكيد و به مسلمين سفارش شده است در اين مسير از خداي بزرگ استمداد كنند و پيوسته از او بخواهند كه راه معرفت حجتهاي الهي بر آنان گشوده شود. از امام صادق«عليه السلام» نقل است كه بهترين دعا براي دوران غيبت آخرين حجت الهي چنين است:
«اللهم عَرِّفْني نَفْسَك فَاِنَّكَ اِنْ لَم تُعَرِّفني نفسَك لَمْ اَعْرِف نَبِيّك. اللهم عَرِّفني رسولك فَانّكَ ان لم تُعَرفِّني رسولك لَمْ اَعرف حُجَّتك اللهم عَرَّفني حجتك فَاِنَّكَ ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني».11



