تبليغاتX
انتظار ابی (خط خطی های دلتنگی ) - تو را مى‏خواهم و مى‏خوانم؛


تو را مى‏خواهم و مى‏خوانم؛ تو مى‏آيى و آمدنت دور نيست. اين مژده را در بيابان يأس از نهان دلم گرفته‏ام كه تو مى‏آيى و آمدنت مثل شعر ناگهانى است و چونان اشك، هزاران عاطفه دارى و مثل تحويل سال، هزار خنده و ديدار. فانوس‏ها را به كوچه‏ها آورده‏ام و در آبگينه‏هاشان آتش ريخته‏ام تا در صبح استقبال، كسى دل مرده نباشد. هرچند مى‏دانم كه تو در راهى و با خود يـك اقيانوس آب مى‏آورى، به اندازه‏اى كه همه تشنگان تاريخ را سيراب كنى. حديث گل و بلبل و شمع و پروانه را كه كهنه‏ردائى نخ‏نما بودند رها كرده‏ام و حديث ندبه تو را به زمزمه نشسته‏ام كه
هميشه تازه است و هر روزِ مرا جمعه مى‏كند؛ جمعه‏اى به ساحت انتظار.
اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَج
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386;ساعت 1 AM;  توسط ستاره قطبی ;  |